الشيخ محمد علي الگرامي القمي
85
مالكيت ها ( فارسى )
بدهند و دم نزنند ، آنها به آن قيمتها و آن طور پرداختهاى قسطى هيچ راضى نيستند ، ليكن مىبينند اگر همين مقدار پول را هم نگيرند ، از جيبشان رفته است . و بنابراين ، لازم است رضايت صاحبان اراضى مزبور تحصيل گردد . * * * نتيجهء بحث اين شد كه هيچ گونه دليلى نداريم كه مانع وكالت و اجاره در حيازت و احياى موات و غيره گردد . و مىتواند با قراردادى صحيح ، براى ديگرى ماهى صيد كند . زمين را براى ديگرى آباد كند و همينطور در چيزهاى ديگر ، و خلاصه اين كه كار محترم است ولى نه آن قدر كه دست خود كارگر را هم ببندد و نتواند براى ديگرى كار كند . چنان كه نمىتواند روى مادهء خام ديگرى براى خود كار كند ، كامواى ديگرى را براى خود ژاكت كند ، آجرهاى ديگرى را براى خود خانه كند ، تخم مرغ ديگرى را براى خود جوجه كند ، و بذر ديگرى را براى خود كشت نمايد . از بررسى مسايل گوناگون فقهى كاملًا به دست مىآيد كه اصالت در توليد ، براى ماده خام مىباشد ، نه كار و نه ظرف توليد ( زمين يا كارخانه ) . ولى قبلًا بايد بدانيم اصالت يعنى چه ؟ منظور ما از اصالت در اين بحث اقتصادى به دنبال خود كشيدن كالاى توليد شده مىباشد . هر چند لازم باشد به عنوان اجارهء ظرف توليد يا اجرت كارگر ، چيزى پرداخت شود . ما مىگوييم پس از استخراج و يا حيازت مادهء خام ( كه با كار يا بخشش كسى يا پيدا كردن در بيابان و به هرطور ديگر كه به دست شخص آمده باشد ) اصالت براى مادّهء خام مىباشد ، يعنى مادهء خام ملك هر كسى كه هست ، كالاى متولّد از آن نيز ملك همان شخص مىباشد . خواه خودش روى آن كار كرده باشد يا ديگرى ، اجرت كارگر را درست پرداخت كرده