الشيخ محمد علي الگرامي القمي
74
مالكيت ها ( فارسى )
( مانند معادن طلا و نقره ) ، البته اگر احياناً به جهت سيل و مانند آن در سطح زمين قرار گرفتند و يا فقط مختصر خاكى روى آنها بود ظاهر حساب مىشوند . معادن باطنى با احيا و كار ، براى وصول به آنها ملك مىشوند . . . « 1 » استاد بزرگوارمان هم در تحرير الوسيله مىفرمايد : معادن ظاهرى آنها هستند كه در استخراج و رسيدن به آنها به كار و مخارجى نياز نباشد ( مانند نمك و . . . ) و معادن باطنى آنها هستند كه بدون كار و عمل ، ظاهر نيستند ( مانند نفت ) ، اگر در استخراج آن نياز به حفّارى باشد . معادن ظاهرى با حيازت و برداشت - كم يا زياد - ملك شخص مىشود . . . ليكن معادن باطنى فقط با احيا ملك مىشود . . . » . در بحث معادن دو نكتهء ديگر بايد مورد توجّه قرار گيرد : 1 . هر فردى چقدر حقّ برداشت از معادن ظاهرى را دارد ؟ و در معادن باطنى چه مقدار ملك او مىشود ؟ برخى از فقها در معادن ظاهر معتقدند فرد هر قدر بتواند بر دارد ، مىتواند برداشت كند و ملك او مىشود ، برخى مىگويند فقط به مقدارى كه امثال او عادة بر مىدارند حقّ برداشت دارد . و برخى مىگويند فقط به مقدار نيازش مىتواند بر دارد . برخى مانند شهيد دوّم در كتاب مسالك متردّد شدهاند كه چه بگويند . به نظر مىرسد مقتضاى قواعد اين است كه اگر اين قدر زياد بر دارد كه ديگران در فشار و مضيقه قرار گيرند ، حقّ برداشت ندارد ؛ زيرا يكى از اصول نظام اقتصادى اسلامى - كه پيش از اين گفتيم - اصل نفى ضرار و
--> ( 1 ) - جواهر كتاب احيا موات .