الشيخ محمد علي الگرامي القمي

46

مالكيت ها ( فارسى )

امام هم براى اين است كه هر كسى نتواند بىحساب تصرّف كند و ديگران را در مضيقه قرار دهد و گرنه آنها ملك براى شخص خود ، مىخواهند چه كنند ؟ ! همانطور كه گفتيم ميزان در مالكيّت زمين ، آباد كردن آن مىباشد و بنابراين به ثبت رساندن زمين در ادارات مربوط هيچ گونه حقّى نمىآورد و علائمى كه روى زمين مىگذارند ( مانند سنگ چين ، سيم كشى ، تابلوگذارى و . . . ) فقط حقّ اولويت در احيا مىآورد ، يعنى ديگرى نمىتواند اين زمين را براى آباد كردن بردارد و صاحب علائم مزبور حقّ تقدم دارد كه احياناً « حقّ تحجير » هم خوانده مىشود . مگر اين كه اين قدر زمين را معطل بگذارد كه معلوم شود يا نمىخواهد زمين را آباد كند و يا امكاناتش را ندارد ، كه در اين صورت فرد ديگرى كه اقدام به آباد كردن زمين مىنمايد ، حق تقدم خواهد يافت . البته آباد كردن زمين با هدف منظور از زمين ، متناسب مىباشد و آباد كردن زمين به منظور كشاورزى با آباد كردن به منظور خانه‌سازى يا دامدارى يا انبار و . . . فرق مىكند . آباد كردن زمين موجب ملكيّت مىشود ، ليكن اگر بعدا زمين را رها كند تا خراب شود و ديگر اقدام به آبادى نكند ، زمين مزبور از ملك او خارج مىشود . در برخى روايات آمده است كه رها كردن زمين ، آن است كه 3 سال آن را واگذارده ، كارى روى آن انجام ندهد ، چنان كه از امام كاظم عليه السلام نقل شده است : كسى كه زمينى را سه سال پياپى بدون علتى واگذارد وتعطيل