الشيخ محمد علي الگرامي القمي
18
مالكيت ها ( فارسى )
مطالب پيش گفته ، تمايز مفهوم و محتواى علم اقتصاد از مفهوم و محتواى سيستم و مكتب اقتصادى به خوبى روشن مىشود . سيستم اقتصادى روشى است كه يك دولت و جامعه در مسايل مالى خود اعمال مىكند ، و علم اقتصاد به مدد بحثهاى علمى به تجزيه و تحليل روابط مادّى پولى و غير پولى يك جامعه مىپردازد . مىدانيم كه هدف نهايى قوانين اجتماعى اسلام ، ساختن اجتماعى آزاد از دخالت بيگانه و سالم از فقر و جهل و بيمارى مىباشد ، تا هم بتواند بيگانه را براند و هم افراد جامعه را به كمال انسانى برساند . البته در مكتب اسلام كمال انسانى فقط در پرتو مسايل مادّى به دست نمىآيد ، بلكه معرفت و خلوص و صفاى انسانى و تخلق به اخلاق الهى است كه هدف و برآورنده كمال انسانى مىباشد . جامعه اسلامى كه بر محور رهبرى لايق آن هدايت مىشود از ديدگاه قرآن چنين وصفى دارد : « اشدّاء على الكفاّر رحماء بينهم . . . مثلهم فى الأنجيل كزرع اخرج شطئه فآزره فاستغلظ فاستوى على سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفّار » . يعنى مسلمانان بر كفّار ( متعصبان مغرض كه حاضر به تحقيق نيستند ) سختگيرند و ميان خود مهربان . در انجيل مثلى براىشان آمده است : دانهء كشت ، كه آنچه در امكان دارد بيرون دهد و آن را قوّت بخشد و سپس محكم گردد و بر پايهء خود بايستد و كشاورزان را به شگفت آورد تا كفّار بر آنها خشم آرند . . وه كه چه مثل گويا و زيبائى ! جامعه اسلامى بايد چنان باشد كه همهء استعدادها در آن امكان شكوفايى