عبدالجباربن زين العابدين شكوئى
67
مصباح الحرمين ( فارسى )
جرأت نموده و آن را خراب كردند تا به اساس ابراهيم عليه السلام رسانيدند ، و آن سنگى بود سبز ، مشتمل بر چند وصلهء « 1 » به هم چسبيده . پس شخصى سر كلنگ را ميان دو وصله كرد كه يكى را بيرون آورد ، چون آن را حركت داد جميع مكّه به حركت آمد ، پس دست از آن برداشتند و اسباب آن را جمع كردند ، آنگاه عابد بن عمران مخزومى گفت : اى معشر قريش ، داخل عمارت كعبه نكنيد از مال حرام و ربا و ظلم ، بلكه از مال حلال صرف آن نماييد . پس [ ساختن ] اطراف خانه را به قريش قسمت نمود : ما بين ركن حجر تا ركن شامى را به بنى زهر و بنى عبدمناف داد ، و ما بين شامى تا مغربى را به بنى عبدالدّار و بنى اسد بن عبدالعزّى و بنى عدى بن كعب داد ، و ما بين مغربى تا يمانى را به بنى حج و بنى سهم ، و ما بين يمانى تا حجر را به بنى مخزوم داد . پس ابوحذيفة بن مغيرة گفت : اى قوم ، در خانه را از زمين بسيار بلند كنيد تا كسى داخل آن نتواند شد مگر به نردبان ، چرا كه در اين صورت كسى داخل آن نشوند مگر كسى كه موافق خواهش شما باشد ، و چون كسى را در آن بينيد كه مكروه شما باشد او را به زير اندازيد تا آنكه عبرت ديگران شود . پس قريش چنان كردند ، و چون عمارت به حدّ حجرالاسود رسيد ، در نصب حَجَر ، ميان قبايل نزاع عظيم به هم رسيده و كار به كارزار انجاميد ، آخرالامر ابواميّة بن مغيرة كه از صَناديد « 2 » قريش و بزرگان ايشان بود چنين گفت كه از منازعه دست بردارند و منتظر باشند تا اوّل كسى كه از باب الصّفا داخل حرم محترم شد ميان ايشان حكم كند . همگى به آن راضى شدند . اتفاقاً اوّل كسى كه از در داخل شد ، رسولخدا صلى الله عليه و آله بود ، پس همه متّفق القول گفتند كه : محمّد امين صلى الله عليه و آله آمد و ما به حكم او راضى هستيم . چون حضرت بر نزاع آنها واقف شد ، فرمود كه حجرالاسود را در بساطى گذاشتند و بزرگان اطراف او را برداشتند ، حضرت با دست مبارك خود حَجَر را از بساط برداشته در موضعش گذاشت « 3 » . علّامهء حلّى در تذكرة ذكر نموده كه درِ خانهء مبارك ، به زمين چسبيده و دو در
--> ( 1 ) - وَصْلَة : هرچيز كه آن را به چيز ديگر پيوند كنند ، پارهء جامه و كاغذ و غيره . لغت نامه . ( 2 ) - صَناديد : مهتران و بزرگان . لغت نامه . ( 3 ) - ( با اندكى تغيير ) كافى 4 / 217 ح 3 ؛ الفقيه 2 / 247 ح 2320 ؛ وسايل 13 / 214 ب 11 ح 17588 ؛ بحار 15 / 337 ح 7 و 8 ؛ ترجمه اخبار مكّه 1 / 132 - 129 .