عبدالجباربن زين العابدين شكوئى

63

مصباح الحرمين ( فارسى )

و آن دوتا آهوى طلا و جواهر را در چاه كه خزينه بود گذاشته ، طلا و نقره را خرج خدّام مىكردند ، و هر سال سلطان روم چهل غلام نو به جهت خدمت كردن مىفرستاد [ كه ] از همان نذورات خرج آنها را مىدادند . اين قسم بود آن خزينه تا زمان عمر ؛ حسودان مكّه به او گفتند كه : تو الآن با دو پادشاه جنگ دارى ، پادشاه روم و عجم ، اگر اين خزينه را بيرون آورده به مصرف لشكر اسلام رسانى ، كأ نّهُ عبادتى به خدا كرده‌اى . گفت : تا من در اين خصوص با على عليه السلام شورى نكنم نمىكنم . تا [ حضرت ] امير عليه السلام وارد مكّه شد خليفه احوال را [ به عرض ايشان ] رسانيد ، حضرت [ به او ] فرمود : مالهايى كه در دست مردم است آنچه محلّ مصرف آنها را خدا نشان داده [ مثلِ ] خمس و زكات و ردّ مظلمه و تصدّق « 1 » است ، و لكن مال كعبه را محلّى قرار نداده الّا از براى خود كعبه ؛ بگذار به حال خود باشد « 2 » . [ لذا ] به همين حال باقى بود تا زمان مستكفى باللَّه از بنىعبّاس ، كه در زمان او طايفهء قرامطه با لشكر مستكفى در مكّه دعوا نموده غلبه كردند و داخل مسجدالحرام شده تمام خزينه را غارت كردند ، مِن‌جُمله حجرالاسود را بردند به بحرين ، چنانچه ذكر خواهد شد ان‌شاءاللَّه تعالى « 3 » . پنجم و ششم [ از مراحل دوازده‌گانه بناى كعبه ] بناء عَمالقه و جُرهُم است : در چند روايت وارد شده كه بعد از ابراهيم عليه السلام چون كعبه منهدم شد جُرهُم بنا كردند ، و لكن اشهَر آن است كه بناى عمالقه قبل از جُرهُم بود . جرهم ( به ضمّ جيم و هاء و سكون راء ، در آخرش ميم ) نام طايفه‌اىاست از يمن كه اسماعيل عليه السلام از ايشان دختر گرفته بود ، و

--> ( 1 ) - تَصَدُّق : صدقه دادن . لغت نامه . ( 2 ) - وسايل 13 / 254 ب 23 ح 17680 ؛ بحار 30 / 694 ح 13 و 96 / 69 ب 6 ح 14 ؛ نهج‌البلاغة / 522 ح 270 شرح‌نهج 19 / 158 ح 276 . ( 3 ) - لازم به ذكر است كه برخى از جنگ‌هاى قرامطه با عبّاسيان در دوران خلافتِ « مكتفى باللَّه عبّاسى » اتفاق افتاده است كه خلافت وى در 289 هجرى آغاز و در 295 پايان يافته است ( تاريخ‌طبرى / ج 8 ) ؛ ولى بردن حجرالاسود توسّط قرامطه به بحرين در درگيرىهاى سال 317 هجرى و در زمان خلافت « مقتدر باللَّه عبّاسى » انجام شده ( البداية و النهاية 11 / 182 - 180 ) ؛ و بازگرداندن حَجَر به مكّه ، مطابق روايت ( البداية و النهاية 11 / 252 ) در سال 339 هجرى و مقارن خلافت « مستكفى باللَّه عبّاسى » به وقوع پيوسته است . م .