عبدالجباربن زين العابدين شكوئى
33
مصباح الحرمين ( فارسى )
فِى الحديث : جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله قبل از وفات خود امر كرد به بلال ، و او ندا كرد تا مردم در مسجد رسولاللَّه صلى الله عليه و آله جمع شدند و آن جناب به منبر تشريف برده خطبهء بليغه ادا فرمود ( كه بعد از آن خطبه ، ديگر در مدينه خطبه نخوانده از دنيا رحلت فرمود ) ، پس موعظهء بسيار فرمود به جماعت ، از جمله در آن مجلس فرمود : هر كس خارج بشود از خانهء خود به قصد حجّ يا عمره ، پس از براى او است به هر قدم كه بر مىدارد تا اينكه برگردد به خانهء خود ، صد هزار هزار حسنه ، و محو مىشود از او هزار هزار سيّئه ، [ و ] بلند مىشود از براى او هزار درجه ، و هر چه در آن راه مصرف نمايد در نزد خداى تعالى به هر درهمش ، اجر و ثواب انفاق هزار هزار درهم مىباشد و آن كس در ضمانت خلّاق عالم مىباشد ، پس اگر وفات كند ، داخل مىنمايد او را به بهشت در حالتى كه گناهانش آمرزيده باشد ، پس غنيمت بشماريد دعاى او را زمانى كه از حجّ آمد ، قبل از اينكه به معاصى مرتكب شود ، پس خدا دعاى او را ردّ نمىفرمايد و آن كس شفاعت مىنمايد روز قيامت در بارهء صد هزار نفر « 1 » . و ايضاً حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه : حجّ و عمره ، درويشى « 2 » و گناهان را زايل گرداند چنان كه كورههاى آهنگران زنگ آهن را زايل مىسازد « 3 » . بيانٌ : در حديث اعرابى كه در اوّل فصل گذشت ، ذكر خروج از معاصى مكرّر شده شايد به جهت تأكيد به عدّيّتِ « 4 » [ خروجِ ] حاجّ باشد از معاصى ، يا اينكه در مقابل هر نسكى « 5 » از مناسك حج ، حاصل شود « 6 » خروج از نوعى از انواع معاصى ، به جهت اينكه معاصى اقسامى دارد : ماليّه و بدنيّه ، و بدنيّه هم منقسم است به قوليّه و فعليّه ، و فعليّه هم منقسم مىشود به اختلاف آلاتى كه با آنها معصيت به عمل مىآيد ، چنانچه در اخبار وارد شده كه معاصى چند قسم است و هر قسم اثرى دارد ، و بعضى تغيير نعمت مىدهد ، بعضى باعث نزول بلا مىشود و بعضى حبس رزق مىنمايد ، و بعضى ديگر مانع اجابت دعا مىباشد و بعضى ديگر هتك عصمت مىكند ، و پارهاى باعث تعجيل فنا مىشود چنانچه در دعاى كميل است فقراتى كه مؤيّد اين معنى است :
--> ( 1 ) - بحار 73 / 259 ب 67 ح 30 . ( 2 ) - دَرويشى : فقر ، حاجت . لغت نامه . ( 3 ) - التهذيب 5 / 21 ب 3 ح 6 ؛ وسايل 11 / 106 ب 38 ح 14369 ؛ بحار 96 / 113 ب 2 ح 41 ؛ نوادرالأشعرى / 139 ب 31 ح 359 . ( 4 ) - عديّة : كنايه از شمارش است . م . ( در فرهنگ نوين / 427 مادهء عدد ، آمده است : عديّةٌ لفظيّة : عددخوانى ، شمارش ) . ( 5 ) - نَسك ، نِسك و نُسُك : پرستش ، تعبّد . لغت نامه . ( 6 ) - عبارت متن « حاصل نشود » . م .