جعفر الخياط ( مترجم : فرهنگ / تدوين : الخليلى )

67

موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى )

بورتون در داخل كعبه را مىآوريم ؛ زيرا توضيحات بورخارت در اين زمينه كوتاه و فشرده است . در داخل كعبه بورتون مىگويد : « . . . جمعيت فراوانى گِردا گِرد كعبه ايستاده‌بودند و من هرگز ميلى به ايستادن در آفتاب سوزان ماه ايلول ( / سپتامبر ) با سرى برهنه وپايى بدون‌كفش نداشتم ، ليكن دراين ميان صدايىبرخاست‌كه راه را براى حاجى كه قصد ورود به داخل كعبه را دارد باز كنيد و در اين هنگام حجاج به كنارى رفته و دو مرد قوى هيكل كه در پايين درب كعبه ايستاده بودند به سوى من آمده و مرا با بازوهاى قدرتمند خود به سوى درب كعبه بلند كردند و مرد سوّمى از داخل درگاه كعبه مرا به سوى خود كشيد و بدين‌گونه خود را در دروازهء كعبه يافتم . در اين هنگام تعدادى از خادمان كعبه كه همگى از خانواده‌هاى مكى با چهره‌هايى به رنگ سبزهء تند بودند ، به من خوش‌آمد گفتند ، در بين اين خادمان ، جوانى سبزه با هيئتى ساده ، از قبيلهء بنىشيبه بود ، افراد از خانواده توليت و كليددارى كعبه را به عهده دارند و در سالى كه من در مكه بودم رئيس اين قبيله شيخ احمد نام داشت . آن جوان سبزه كليد نقره‌اى در كعبه را در دست داشت . لحظاتى بعد ، بر روى صندلى كوتاهى نشسته و از هويت و مليت من سؤالاتى نمود . پس از دريافت سؤالات مناسب ، به محمد پسركى كه به همراه من بود دستور داد مرا به داخل ساختمان راهنمايى كند و دعاهاى مخصوص را برايم بخواند . و اين حقيقت را انكار نمىكنم كه هنگامى خود را در داخل اين چهارديوارى بىپنجره يافتم و به ياد مردمان متعصب و شوريده‌اى كه در پاى دروازهء كعبه ايستاده‌اند ، خود را همانند موشى كه در داخل قفسى گرفتار شده