جعفر الخياط ( مترجم : فرهنگ / تدوين : الخليلى )

60

موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى )

از زنان فاحشه و رقاصه را ديده است كه چادرها و سراپردهء آنان از زيباترين و گرانبهاترين چادرهاى اين قافله بوده است . بورخارت دربارهء كاروان حج ايرانيان مىگويد كه در گذشته همواره اين كاروان از بغداد حركت كرده و از راه نجد خود را به مكه مىرساند ، ليكن با استيلاى وهابيان و ممانعت از كاروان شامى ، كاروان حج ايرانيان نيز متوقف شد ، و تا سال 1814 م . كه امير عبداللَّه بن سعود قرارداد صلح با طوسون پاشا بن محمد على منعقد نمود ، گروه اندكى از ايرانيان توانستند از بغداد خود را از راه شام به مكه برسانند . بورخارت مىگويد : البته هميشه به ايرانيان اجازهء سفر به مكه داده نمىشده است ، و پس از آن كه در سال 1634 م . حرم تجديد بنا گرديد پادشاه عثمانى سلطان مراد چهارم امرى صادر كرد كه به موجب آن سفر هر ايرانى از شيعيان على - ع - به مكه و يا وارد شدن به مسجدالحرام را منع مىكرد ، و اين ممنوعيت تا چندين سال ادامه داشت ، ليكن اموالى كه ايرانيان پرداختند به زودى منع آنان را لغو و راه مكه و عرفات را به روى آنان باز نمود . اما قافلهء مغرب تا سالهاى متمادى متوقف بود و مغربيان همواره بدون نظم و ترتيب به حج مىآمدند ، و رسم بر اين بود كه همواره اميرالحاج مغربيان يكى از نزديكان پادشاه مراكش باشد . اين كاروان به كندى از مغرب به سوى تونس و سپس طرابلس حركت مىكرد و در راه خود حجاج اين مناطق را جمع‌آورى مىنمود ، آنگاه كاروان از ساحل دريا به راه خود تا درنه ادامه مىداد و از آن پس ، از كنار ساحل مصر و از اسكندريه به قاهره مىرسيد . به همراه اين كاروان ، گروه اندكى از سربازان حركت مىكردند ؛ زيرا حجاج مغرب معمولًا به همراه خود اسلحهء مناسبى حمل مىكردند . بورخارت در اين كاروان گروهى از عربهاى درّاع ، را كه در جنوب شرق