جعفر الخياط ( مترجم : فرهنگ / تدوين : الخليلى )
53
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى )
برداشت و قدرت شرفا را تضعيف و نفوذ و حاكميت عثمانيان را بر سرتاسر حجاز برقرار ساخت . بورخارت پيرو اين وضعيت مىگويد داشتن سلطه و حاكميت بر حجاز همواره از مسائل اختلاف برانگيز و رقابت ميان خلفاى بغداد و سلاطين مصر و امامان يمن بوده ؛ زيرا بدست آوردن حاكميت بر بلاد مقدسه - ولو تشريفاتى و اسمى - داراى آن شرافت و حيثيت است كه برغم هزينهها و مخارج سنگين آن ، ارزش آن را دارد . و بالاترين امتيازى كه حكومت بر حجاز مىتوانست به كسى موهبت كند ، همانا حق پردهآويزى بر كعبه و خواندن نام در نماز جمعهء مسجدالحرام مىباشد . و نفوذ مصر بر مكه در آغاز قرن پانزدهم ميلادى و پس از استيلاى سلطان سليم اول بر مصر به سلاطين آل عثمان منتقل گرديد . بورخارت بخشى از سفرنامهء خود را به سيرهء شرفاى مكه و كارهاى آنان اختصاص مىدهد ، و بويژه از شريف سرور و شريف غالب ياد مىكند و آنگاه به توصيف لباس و تشريفات و آيين نماز خواندن اين دو مىپردازد و سپس وضعيت شريف مكه را در هنگام استيلاى وهابيان تشريح مىكند و مىگويد وهابيان شريف را وادار كردند كه هنگام نماز با پاى پياده به سوى مسجدالحرام روانه گردد ؛ زيرا معتقد بودند كه تشريفات و جلال و شكوه موكب آنان ، متناسب با قداست مكه و مسجدالحرام و افرادى كه به سوى آن مىروند نمىباشد . ليكن در دوران عظمت و اقتدار شريف غالب ، او تمام پاشاهايى را كه به همراه قافلهء حج ، وارد مكه مىشدند به خضوع و كوچكى در برابر خودش واداشته و برترى مقام خود را به آنها يادآورى مىكرد ، و خود شريف اين گفتار را در سرتاسر حجاز شايع نموده بود كه او بالاترين رتبه در دربار باب عالى را داراست و حتى خود سلطان در استانبول به احترام وى از جاى برمىخاست .