جعفر الخياط ( مترجم : فرهنگ / تدوين : الخليلى )
49
موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى )
شمايل شرفا در حجاز و بيرون آن پرداخته و مىگويد بيشتر چهرههاى آنان دلنشين و تا حدودى به اعراب بدوى شباهت دارد ، بويژه از جهت شكل چشم ، بينى و گونه . دربارهء پوشش و لباس اهالى مكه نيز به تفصيل سخن رانده ، مىگويد : بيشتر خانوادههاى متوسط و متمكّن مكّى داراى غلامند و آنگاه متعرض « حكم برده در اسلام » شده و معتقد است علت اساسى براى عدم الغاى بردگى از سوى پيامبر - ص - آن است كه آن حضرت تجارت برده را در جزيرةالعرب بگونهاى مستحكم و پابرجا يافت كه تلاشى براى لغو آن ننمود و از اين رو اين تجارت روز به روز گستردهتر شده و سرتاسر شمال آفريقا را - با تمام وحشىگريها و قساوتهاى خود - فرا گرفت . « 1 » بورخارت سپس به وضعيت كنيزان حبشى و چگونگى ازدواج با آنان پرداخته ، مىگويد : از برخى از آرايشگران و طبيبان شنيده است كه پديدهء سقط جنين در مكه فراوان است و مردم براى اين كار از داروى « تخم بلسم » يارى مىجويند . وى آنگاه به وضعيت اقتصادى مردم مكه پرداخته و به شرح مقدار پولى كه حجاج همه ساله در مكه خرج مىكنند اشاره مىكند و از عوارض پولدارى ، كه يكى از آنها شيوع شرابخوارى است ، سخن مىراند و مىگويد قداست اين شهر مقدس و احكام شريعت مستحكم اسلام هيچكدام
--> ( 1 ) - و آنگونه كه به نظر مىرسد بورخارت آگاهى چندانى از تلاش اسلام و مسلمانان براى از ميان برداشتن و كم كردن بردگى و بهبود وضعيت بردگان بگونهاى كه زندگانى آن را به انسانيت نزديك نمايد ندارد ، و در حقيقت مقايسه ميان وضعيت بردگان در اروپا كه به فجيعترين مشكل با آنان در انگلستان و فرانسه تا چند قرن اخير رفتار مىشده و رفتار مسلمانان با آنان و قوانين و احكامى كه اسلام براى خوش رفتارى و آزاد نمودن بردگان و اعتراف شرعيت بخشيدن به ازدواج بردگان و پذيرفتن نسل آنان و ديگر احكامى كه در مجموع تلاشى براى آزادى آن بوده است نمايانگر برترى تعاليم اسلام در اين زمينه است .