ناجي محمد حسن عبد القادر الأنصاري ( مترجم : عبدالمحمد آيتى وتلخيص : رضا مختارى )

73

عمارة وتوسعة المسجد الشريف النبوي عبر التاريخ ( مسجد شريف نبوى در طول تاريخ ) ( فارسى )

ابولُبابه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بازنگرديد ، بلكه به مسجد رفت و خود را به ستونى كه در موضع ستون توبه بود بست و سوگند خورد كه خود را باز نكند و كسى هم او را باز نكند تا پيامبر صلى الله عليه و آله خود او را باز نمايد و توبه‌اش قبول شود . چون پيامبر صلى الله عليه و آله خبر يافت فرمود : اگر به نزد من مىآمد از خداوند براى او آمرزش مىخواستم ولى حال‌كه چنين كرده من نمىتوانم او را بازكنم تا خداوند توبه‌اش را بپذيرد . پذيرفته شدن توبهء او بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و او در خانهء امّ سَلَمه بود . امّ سَلَمه سحرگاهى شنيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىخندد . پرسيد : اى رسول‌اللَّه ، سبب خنده چيست ؟ خدا همواره شما را خندان سازد . گفت : توبهء ابولُبابه پذيرفته گرديد . امّ سلمه گفت : آيا من اين بشارت به او ندهم ؟ فرمود : بلى بشارتش ده . امّ سَلَمه بر در حجرهء خود ايستاد و گفت : اى ابولُبابه بشارت باد تو را كه خدا توبه‌ات را قبول كرد . در اين هنگام مسلمانان آهنگ گشودن او كردند . ابولُبابه گفت : نه به خدا ، مىخواهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله خود مرا بگشايد . پيامبر بعد از نماز صبح كه از كنار او مىگذشت او را بگشود . از آن پس اين ستون را ستون توبه ناميدند .