السيد الخميني ( مترجم : محمد موسوى بجنوردى )

69

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى )

اگر بيش از ميزان توافق باشد مثلًا بيست درصد ، خيارشان ساقط نمىگردد . حتى در صورتى كه شرط شده باشد ( خيار غبن ساقط است چه فاحش باشد چه افحش ) تنها مقدارى از غبن ساقط مىشود كه احتمال دارد در اين نوع معامله انجام گردد . پس ، اگر به فرض شخصى جنسى را كه قيمت حقيقى آن ده يا بيست تومان است را به قيمت 100 تومان خريده باشد در اين معامله غبن فاحش پنجاه تومان و غبن افحش 70 تومان است به اضافه به آن شامل فاحش و افحش نمىگردد . بنابراين ، خيار ساقط نيست ، و تمامى اينها زمانى اتفاق مىافتد كه شرط سقوط خيار نمايند كه به طور مثال به خاطر ده درصد اختلاف قيمت است و توافق بر ميزان ده درصد است . دوم - اينكه بعد از عقد چه مطّلع از غبن باشد و چه نباشد ، خيار غبن را ساقط نمايد . پس اگر بعد از عقد بگويد خيار غبن را ساقط كردم ، خيار ساقط مىگردد ، در اينجا مانند صورت اول غبن تنها تا آن ميزان است كه مقصود بوده است بنابراين ، اگر خيار را تا ميزان خاصى اسقاط كرده مثلًا ده درصد و بعد معلوم گردد كه پيش آن ميزان بوده است خيار ساقط نمى شود ؛ اما اگر خيارى را كه ممكن است غبن باشد ساقط كرده باشد در ذهن خود اين فرض را كرده باشد كه غبن اين معامله بيش از ده درصد نيست ، در اين حالت اگر بيشتر مغبون شده باشد ، خيار او ساقط است چه اين را به سقط آورده باشد چه نه . اين مورد هم در صورت اول صادق است ( يعنى شرط اسقاط ) و هم در صورت دوم ( اسقاط بعد از عقد ) هر آنچه گفتيم زمانى كه مغبون مىخواهد خيار را مصالحه نمايد نيز وجود دارد و در دو حالى كه خيال مىكرده غبن او بيش از ده درصد نيست چه اين تصور را به زبان بياورد و چه نياورد ، در هر صورت خيار او ساقط است ، چون اسقاط خود را مقيّد به ده درصد نكرده است همانطور كه جايز است بعد عقد ، خيار غبن را مجّاناً اسقاط نمايد ، مىتواند آن را به صورت معوض اسقاط نمايد البته اگر علم به ميزان غبن داشته باشد مصالحه اشكال ندارد ، همچنين اگر اين را نمىداند به اينكه تصريح نمايد به اين كه « من خيار غبن در اين معامله را به هر ميزان كه باشد به فلان مقدار پول صلح كردم » اشكال ندارد . سوم - ديگر اينكه مغبون بعد از علم به غبن خود در معامله ، در مورد معامله تصرفى نمايد كه عقلًا كاشف از التزام وى به معامله باشد ، و اين كار مانند اين است كه خيار خود را اسقاط نموده است ، مانند اينكه ، مال را تلف نمايد و يا در آن به نحوى تصرفى نمايد كه ديگر رد آن ممكن نباشد مثل اينكه آن را يا بيع لازم و يا حتى با غير لازم فروخته باشد و يا تصرفى از نوع تصرفاتى كه در خيار حيوان شرح آن گذشت نموده باشد ، اما تصرفاتى مختصر مانند علف دادن و با سوار شدن مختصر و همانند اينها دلالت بر رضاى مغبون