السيد الخميني ( مترجم : محمد موسوى بجنوردى )

24

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى )

شرط چهارم - اگر در امر و نهى مفسده‌اى وجود نداشته باشد . مسأله 1 - اگر مكلف بداند يا ظنّ به آن داشته باشد كه نهى از منكر شخص باعث توجه ضرر به وى و يا آبرو يا مال وى گردد ، يا اينكه باعث تعدّى بر يكى از خويشان و بستگان و ياران و خانواده او گردد ، نهى از منكر واجب نيست و از او ساقط مىشود . همچنين اگر ترس از اين داشته باشد و يا احتمالِ عقلايى دهد به وى و ساير مؤمنين تعدّى گردد . مسأله 2 - فرقى بين ضرر حال و آينده وجود ندارد . پس ، اگر ترس از اين داشته باشد كه ضررى متوجه او و غيره مىشود ، نهى از منكر ساقط مىشود . مسأله 3 - اگر مكلف با نهى از منكر بداند يا مظنّه آن را بدهد يا احتمال ترس تعدّى به خودش را بدهد يا با وقوع اين امر عسر و حرجى براى متعلّقات وى ايجاد گردد بر اين فرض ، نهى از منكر واجب نيست و بعيد هم نيست كه ساير مسلمين و مؤمنين در متعلقين او باشند . مسأله 4 - اگر مكلّف بر نفس و آبروى خود يا جان مسلمين و آبروى آنان ترس داشته باشد نهى از منكر حرام است . همچنين اگر از تعدّى بر اموال مسلمين بيم داشته باشد . اما ، اگر بر مال خودش بترسد با علم و توجه ضرر به مال خود او ضرر موجب عسر حرج خودش نباشد نهى از منكر حرام نخواهد شد اما در صورت وارد شدن ضرر زياد و ايجاد عسر حرج براى وى بعيد نيست ، اين كار حرام باشد . مسأله 5 - اگر اقامه‌ى واجبى يا ريشه كن كردن گناه و منكرى متوقّف بر بذل مال زيادى است بذل مال واجب نيست ، اما خوب است به شرط آن كه در عسر و حرج قرار نگيرد و در صورتى كه اين گونه شود بعيد نيست جايز نباشد ، بله اگر موضوع چيزى باشد كه آن چيزى است كه شارع به آن اهميت مىدهد و خلافش را راضى نيست ، مطلقاً بذل مال واجب است . مسأله 6 - اگر امر به معروف و نهى از منكر از امورى باشد كه شارع مقدّس به آن اهميت فراوان مىدهد ، مانند حفظ جان مسلمين و هتكِ نواميس آنها يا محو آثار اسلام و از بين رفتن حجت آن به آنچه موجب گمراهى مسلمين شود يا از بين بردن برخى از شعائر اسلام مانند بيت اللَّه الحرام ، طورى كه آثارش و جايگاه‌اش نابود شود و مانند اين گونه مفاسد ، مطلقاً ضرر مالى و جانى يا در عسر و حرج قرار گرفتن موجب رفع تكليف نمىشود . پس ، اگر اقامه و به پا داشتن نشانه‌هاى اسلام و از بين بردن گمراهى متوقف بر بذل جان باشد ، پس ظاهراً وجوب آن است تا چه رسد به اين كه به پا دارى دين موجب واقع شدن در عسر و حرج و ضرر باشد . مسأله 7 - اگر بدعتى در اسلام واقع شد و سكوت علماء دين و رؤساى مذهبِ