على اكبر نفيسى ( ناظم الأطبا )
3809
فرهنگ نفيسى ( فارسى )
و و ( v v ) پ . حرف سيم از الفباى فارسى و حرف بيست و ششم از الفباى ابتثى و حرف ششم از الفباى ابجدى و در حساب جمل شش بشمار آيد و آن را واو گويند و در زبان فارسى اين حرف گاه به ب بدل مىگردد مانند نوشتن و نبشتن و گاه به پ مانند و ام و پام و گاه به ف مانند ياوه و يافه و ديوار و ديفار و بالف چون فروغ و فراغ بمعنى روشنى و كوس و كاس بمعنى نقاره بزرك و بدال بىنقطه مانند كاليوه و كاليده بمعنى پريشان و بميم چون مويز و مميز و پرواسيدن و پرماسيدن و بياى تحتانى چون هنوز و هنيز و انگور و انگير و بشين نقطهدار مانند خديو و خديش و بر چند قسم مىباشد . قسم اول : واوى كه در آخر بعضى كلمات مانند ضمه تلفظ مىگردد مانند تو و چو و دو . قسم دويم : واو معدوله كه هميشه در تلفظ از وى عدول كرده به حرف ديگر تكلم مىكنند و آن را واو اشمام ضمه نيز مىگويند زيرا بعد از خاى معجمهء مفتوحى واقع مىشود كه فتحه آن فتحه خالص نيست بلكه بويى از ضمه در وى مىباشد و اين واو باده حرف متصل مىگردد : با الف مانند خواب و خوان و پ مانند خوپله و دال مانند خود و راى بىنقطه مانند خور و زاى نقطهدار همچو خوزم و سين بىنقطه مانند آبخوست و شين نقطهدار مانند خوش و نون همچو آخوند و ه همچو خوهل و يا همچو خوى و خويش . قسم سيوم : واو معروف كه در تلفظ به خوبى مفهوم مىگردد خواه در وسط كلمه باشد مانند سور و دور يا در آخر آن مانند زلو و گلو . قسم چهارم : واو مجهول كه بر خلاف واو معروف در تلفظ به خوبى مفهوم نمىشود بلكه مانند ضمه تلفظ مىگردد خواه در وسط كلمه باشد همچو بور و هور و يا در آخر آن مانند سبو و بو . قسم پنجم : آنكه مخفف از كلمهء او مىباشد و بجاى آن استعمال مىگردد و آن را مفتوح تلفظ مىكنند همچو و را بجاى او را و مرو را بجاى مر او را . قسم ششم : واو تصغير مانند پسر و و شيخو كه مصغر پسر و شيخ مىباشند . و در بعضى كلمات گاه يك واو نويسند و دو واو خوانند مانند طاوس و كاوس و داود و اين را اقتباس از تازيان كردهاند . و ( va ) پ . از كلمات موصوله است و آن را واو عطف و يا واو رابطه مىناميم و اين كلمه دو چيز را بهم ارتباط مىدهد يعنى ما بعد خود را به ما قبل پيوند داده و در حكم و نسبت ما بعد را به ما قبل شريك مىنمايد خواه آن دو مفرد باشند مانند حسن و حسين آمدند و اين باغ و خانه را شما خريدهايد و خواه آن در جمله باشند مانند من آمدم و شما رفتيد و من گفتم و شما شنيديد و اين واو را هميشه مفتوح تلفظ مىكنند اگرچه گاه باشد حرف آخر كلمهء ما قبل را ضمه داده و درين صورت واو غير ملفوظ خواهد بود مانند حسن و حسين ( hasan - o - hosayn ) آمدند و بعضى از علماى لغت چندين قسم براى واو ذكر كردهاند . يكى واو استبعاد : مانند گفته حافظ « من و انكار شراب اين چه حكايت باشد - ظاهرا اين قدرم عقل كفايت باشد » . و ديگرى واو زائده : مانند واو و ليكن و وليك و و الحاصل . سيومى : واو بمعنى با مانند گفتهء سعدى « پيرى و صد عيب