حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
404
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
در آن آتش افكندند و از آنجا به همراه اسيرانى كه جان سالم به در برده بودند ، به سمرقند رفتند . [ مغولها ] در سمرقند نيز كه در ماه محرم سال 617 وارد آن شدند ، همان كارها را كردند . آنها در شهر اعلان كردند كه همهء مردم از شهر خارج شوند و هر كس درنگ كند كشته مىشود . همهء مردم از مرد و زن و كودك ، از شهر خارج شدند آنها همچون كارى كه در بخارا كردند ، به كشتار و غارت و اسير گرفتن و هتك حرمت و اذيت و ويرانگرى پرداختند . و در هر شهرى كه فتح مىكردند ، به همين كارها از قتل و اسارت و غارت و هتك و تخريب مىپرداختند . چرا چنگيز آن روش هولناك را در ممالكى كه فتح مىكرد ، در پيش گرفت ؟ چرا هولاكو كه در درندگى و خشونت و تحقير و به آتش كشيدن شهرها و غارت مردم از وى كمتر نبود ، آن مسير را در پيش نگرفت ؟ براى كسى كه مطالعات عميقى در وقايع تاريخ و حوادث آن نداشته و در بررسى تحليلى حالات مردان تاريخ كه پديدآورندهء آن وقايع و حوادث بودهاند دقت نداشته باشد و براى كسى كه پيوسته اسير رسوباتى باشد كه در قلب و فكر او لانه كرده و از آنها خلاص نشده باشد ، پاسخ به اين سؤال مشكل است . ولى براى كسى كه مىتواند در اعماق بسيار ژرف تاريخ فرو رود و تاريخ را براى يافتن حقيقت - هرجا كه باشد - مطالعه كند ، جواب اين سؤال آسان است . چنگيز با آن ذات شرّى كه داشت ، به دليل اينكه هيچ بازدارندهاى كه عنان او را بگرداند و وى را رام سازد و جلو سرعت او را بگيرد ، وجود نداشت ؛ آن [ جنايات ] را انجام داد . زيرا مسلمانانى كه همراه وى بودند ، از مصالح تجارى و منافع شخصى و ضعف نفس برخوردار بودند . چرا كه پيروزىهاى