حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

387

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

شرابى رفت و مسأله را بازگو كرد و از وى خواست تا تقاضاى آنان را اجابت كند . وى نيز خاتم امان را با امير شمس الدين قيران ظاهرى و شيخ سبتى نزد آنان فرستاد و آنها درحالىكه شيخ سوار بر درازگوشش پيشاپيش آنها حركت مىكرد وارد شهر شدند و نزد شرابى رفتند و عذر خواستند . وى عذرشان را پذيرفت . مدت اقامت آنها در پشت ديوار شهر هفت روز بود » . بعد از درگذشت شرابى ، امير لشكر و همهء امور سپاهيان در دست جلودار لشكر ايبك دواتدار صغير ، دشمن سرسخت ابن علقمى افتاد ، و او بود كه منصب فرماندهى سپاه را عهده‌دار گشت . آنچه كه مؤلف ( الحوادث الجامعه ) ذكر كرده ، نماى روشنى از احوال لشكر بغداد را پس از ازهم‌گسيختگى و پراكندگى قبل از عهده‌دار شدن وزارت توسط ابن علقمى ، براى ما رسم مىكند . اين پراكندگى تا زمان رسيدن سپاه مغول ادامه داشت مسؤولان آن ، شرابى و دواتدار و ديگر متوليان امور سپاه بودند . از عجائب اين نويسنده ، مطلبى است كه دربارهء اتحاد ابن علقمى و دواتدار براى سرنگونى مستعصم ذكر مىكند ! . . . با اين‌كه اين دو در طول زندگى بر سر هيچ چيز متحد نشدند ، بلكه همواره بين آنها شديدترين دشمنىها برقرار بود . اما در مورد كودتا ، ما گفتهء تاريخ‌نگار ، رشيد الدين فضل اللّه همدانى ، را عينا نقل مىكنيم تا خوانندگان بدانند كه مسأله درست عكس چيزى است كه نويسندهء مزبور ذكر كرده است . همدانى مىنويسد : « هنگامى كه دواتدار در خويش احساس قدرت كرد و خليفه مستعصم را درمانده و بىخرد و بىتدبير و ساده‌لوح يافت ، با عدّه‌اى از بزرگان تبانى نمود تا