حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
371
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
وى گفتهء دكتر حسن ابراهيم و طه شرف را از كتاب « المعز لدين اللّه » صفحهء 3 دربارهء « المعز » چنين نقل مىكند : چهارمين خليفهء فاطمى المعز لدين اللّه ، از بزرگان زمان خود بود كه گوى سبقت را در علم ، سياست و جنگ از تمام همتايان و رقباى خويش ربود . به همين سبب اگر بگوييم نفوذ دولت فاطمى در زمان او به بالاترين حدّ خود رسيد ، مبالغه نكردهايم . . . المعز لدين اللّه با وضع قوانين و ترتيبات ادارى معقول در احياى حكومت فاطمى در سرزمينهاى مغرب و مصر ، سهم به سزايى داشت . او به اين حد هم بسنده نكرد ، بلكه به يك انقلاب علمى و فرهنگى دست زد ، تا آنجا كه « منصوريه » در مغرب و « قاهره » در مصر ، به كعبهء دانشمندان و دانشپژوهان مستجيبان و داعيان تبديل شدند . . . اگرچه المعز لدين اللّه هستهء تمدن فاطميان را در مصر كاشت ، پس از وى العزيز باللّه كاشتهء پدرش را مراقبت كرد تا اينكه رشد كرد و بزرگ شد و به نتايج اميدواركننده رسيد . تاريخنگاران در ستايش اخلاق و انديشه و سياست و تسامح العزيز باللّه اتفاقنظر دارند . حكومت وى از لحاظ رشد و عدالت و نظم ، ممتاز بود و نظم دولتى كه المعز آن را بنيان نهاد در دورهء حكومت او به كمال خود رسيد . چه آن كه خليفه المعز لدين اللّه ، وظايف خليفه را طورى معين كرده بود كه محور تمام آنها اصلاح امت و حمايت از مردم در مقابل دشمنان بود . وى مىگفت : « مردم در دنيا مشغلهاى دارند و چيزى كه از آن لذت ببرند ، و كار ما بناى خانههاى آنها و اصلاح امورشان و [ اعمال ] نظر در امور مربوط به ايشان است ؛ از حمايت آنها گرفته تا دفاع از كيانشان و حفظ جان و حريم و اموال ايشان و دفاع در برابر