حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

354

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

دربارهء او پرسيد و به او گفتند كه وى در طرابلس مانده ، ولى دوستش ابو العباس در قيروان است » . آنچه متذكر شديم و آنچه به زودى خواهيم گفت ، دليل بر آن است كه چيزى را كه ما امروزه « سازمان اطلاعات » مىناميم ، در آن زمان از نظر فعاليت و كاربرد ، كمتر از امروزه نبوده است . نيروهاى « سازمان اطلاعات » زيادة اللّه توانست ورود عده‌اى از بازرگانان را به طرابلس دريابد و از كارشان سر در بياورد ، و تجسس خود را در يكى از آنان كه مىبايست در مورد وى تحقيق مىشد ، متمركز كند و گزارش تحقيقات را در قيروان به زيادة اللّه برساند ، و زيادة اللّه تحقيق و بازجويى بر روى دوستان مهدى را كه وارد طرابلس شده بودند ، به عهده بگيرد و نتيجهء تحقيقات را بدين صورت مشخص سازد كه فرد مورد نظر در طرابلس مانده و دوستش ابو العباس را به قيروان فرستاده است . ابو العباس بىدرنگ دستگير شد . لكن حكومت تا آن زمان ، از اين‌كه شخصى كه در طرابلس مانده ، همان عبد اللّه مهدى است و ابو العباس ، فرستادهء اوست ، مطمئن نبود ؛ بلكه احتمال قوى مىداد اين‌گونه باشد ؛ بر همين اساس ، تحقيقات بر روى ابو العباس آغاز شد . بد نيست يادآورى كنيم آنچه امروزه « بازجويى » مىناميم ، در آن زمان « تقرير » مىناميدند . بدين جهت مىبينيم ابن اثير دربارهء دستگيرى و بازجويى ابو العباس مىنويسد : « ابو العباس دستگير شد و مورد بازجويى قرار گرفت و همه چيز را انكار كرد و گفت : من فقط مردى بازرگان هستم كه شخصى را در كاروان همراهى كردم » .