حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

333

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

مىشد ، قرار دارد . در سالهاى اخير بر اين شهر نام « حماد » اطلاق مىشود . اين شهر را بلندىهاى بسيار و متنوع و كوههاى كم‌ارتفاعى احاطه كرده است . دوره‌هاى بسيار بر اين شهر گذشته و نژادها و طبقات متعددى بر آن حكمرانى كرده‌اند . ابتدا عموريان آنگاه حثّيان و سپس آراميان و بعد از آن آشوريان و به دنبال آن كلدانيان آنگاه ايرانيان ، سپس اسكندر مقدونى كه سوريه و سپس سيلوقوس را تصرف كرد ، اين شهر را در دست گرفتند . بعد از آن رومىها كه برج و باروهاى قديمى اين شهر همچنين قنات‌هاى مشهور آن‌كه شمارشان به حدود 60 قنات مىرسد و از شرق به غرب جريان دارد تا اراضى و مزارع آن را سيراب و آبيارى كنند ، به آنها منسوب است ، بر اين شهر دست انداختند . آثار يونانى و رومى به شكل ستون‌ها و سنگهايى كه بر روى آنها نقش‌ها و تصاوير يونانى و رومى وجود دارد ، همچنان در اين شهر باقى مانده است . يونانىها از باب تيمن به جنگ يونانى سلاميس كه در طى آن يونانىها بر ايرانيان پيروز شدند و يا از باب اينكه اين شهر به يكى از شهرهاى يونان به نام سلاميس كه در ساحل درياى اژه قرار دارد ، شباهت دارد ، اين شهر را سلاميس ناميده‌اند . اما به نظر من سلميه به دليل وجود تركيبات نمك طعام و نمك بارود يعنى كلرور سديم و كلرور پتاسيم در اين شهر به سلاميس نام‌گذارى شده است . كلرور پتاسيم تشكيل‌دهنده نمك بارود است كه در اوايل اين قرن در اين شهر اشتهار داشته است ؛ و نمك طعام در اين شهر به خاطر زمينهاى شوره‌زارى است كه در شمال اين سرزمين وجود دارد و يكى از منابع نمك طعام در اين منطقه محسوب مىشود . براى اين شهر وجه تسميهء ديگرى هم وجود دارد كه به اعتقاد من وجه تسميه‌اى افسانه‌اى است . توضيح اينكه : در معجم البلدان ياقوت حموى ( ج 3 ، ص 240 ) آمده است شهر سلميه در نزديكى شهر زيرورو شده‌اى واقع بوده