حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
329
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
ساير تجار از شما درخواستى دارد . بنيانگذار سلميه به آنها دستور داد تا مكانى را كه شايستگى او را داشته باشد ، بيابند ؛ و از ديدن او مسرور شد و او را در محل پر رفتوآمد شهر ، در ناحيه بازار ، سكنى داد و خانهء ابى فوحه را براى او خريدارى كرد مانند ساير تاجران در سلميه ساكن شد و خانههاى فراوانى افزود و ويران كرد و ساخت و ازدواج نمود و طايفههاى وابسته به او و همچنين داعيانش نزد او آمدند و كاخ بزرگى براى خود ساخت . وى داعيانش را بهطور سرى به تمامى سرزمينها فرستاد و تحت پوشش وزى بازرگانان عزل و نصب مىكرد . در اين شهر داراى دو فرزند شد به نامهاى احمد و ابراهيم كه ابراهيم درگذشت و امامت براى احمد استقرار يافت نه ابراهيم . و امامت در دوران احمد و بعد از او بخاطر سادگى و برخوردارى از نعمتهاى دنيا و خدم و حشم ، زيبا بود . پيروان و ياران ، با اين شهر نامهنگارى مىكردند و اموال نفيس و گرانبها و هداياى خود را به آنجا مىآوردند . مضافا بر اينكه سياست امامان بر پايه حسن رفتار و رعايت ادب با معاشران و همسايگان حتى با كسانى كه از طرف بغداد به سلميه وارد مىشدند ، استوار بود . آنها براى يورش به دشمنان و مهاجمين خود محاسبات زيادى مىكردند و از غايله آنها ، ايمن نبودند . از اينروى زير زمينهايى حفر مىكردند كه طول آن به دوازده فرسخ مىرسيد و شترهاى حامل اموال گرانبها را از درون آن عبور مىدادند . آنگاه اين گنجها را زير ساختمانهاى كاخها و بركههاى محكمكارى شده كه هيچگاه آبهاى آن در تابستان و زمستان خشك نمىشد ، دفن مىكردند . آنها اين اموال را زير