حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
320
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
اسماعيليان در كيج ، مكران ، سند ، نواحى كرمان و خراسان رو به فزونى نهاد . از مشهورترين رهبران اسماعيلى در ايران پس از قرن هفتم هجرى و بهطور دقيق در دورهء زنديه ، سيد ابو الحسن خان كهكى است كه به اعتقاد اسماعيليان ، اهل رياضت و داراى كرامت بوده است ؛ درحالىكه شيعيان ، وى را فردى حقهباز مىدانند . نقل است كه اسماعيليان ، وى را امام مفترض الطاعة مىدانستهاند . وى در دورهء زنديه و اوايل دورهء قاجاريه ، فردى عزيز و محترم و براى مدتى حاكم كرمان بوده است . وى ادعاى سيادت داشته و خود را منتسب به امام حسن عسگرى مىدانسته است . پس از مرگ او ، فرزندش شاه خليل الله ، مدعى خلافت اسماعيليان در ايران شد و زمانى كه حكومت كرمان از آنان گرفته شد ، ترجيح داد كه در يزد سكنى گزيند . مريدان و معتقدان او دستهدسته از براى پرداخت خمس نذور و اموالشان از نقاط مختلف نزد او مىآمدند كه در اثر آن به جايگاه و شأن بسيار والايى [ ميان مردم ] رسيد . افراد سرشناس حكومت نزد او مىآمدند و اظهار دوستى مىكردند و اين منزلت او در حكومت و ميان مردم موجب شد تا از شهرت گستردهاى برخوردار شود . از همينجا بود كه علماى يزد كمكم عيبجويى و بدگويى از او را آغاز كردند بطورى كه ميان هواداران دو طرف ، درگيرى در گرفت . زمانىكه محمد زمان خان اصفهانى فرزند حاج محمد حسين خان ، حاكم يزد بود ، كشمكش شديدى ميان طرفداران شاه خليل الله و برخى از شيعيان يزد روى داد كه محرك اصلى شيعيان يزد ، ميرزا جعفر صدر الممالك و ملا حسين واعظ عقدايى بود . كار به جايى رسيد كه شيعيان يزد به خيابانها و بازارهاى يزد ريختند و شروع كردند به جستجو و كشتن آنان . سپس به طرف منزل شاه خليل