حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

315

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

در اندلس پس از جدايىاش از جهان اسلام اين تحول روى داد كه روى نيرو و قدرت حكومتهاى بزرگ و قدرتمند حساب نكند بلكه در حفظ كيانش در رويارويى با اروپاى غربى متكى به خودش باشد و به نيروى اسلامىاى كه در آن دورها در حال رشد بود ، چشم ندوزند . وقتى به صفحات تاريخ مراجعه مىكنيم براى ما روشن مىشود كه وقتى جهان اسلام يك موجوديت پاره‌پاره‌اى پيدا كرد ، گسترش اسلام كه مرزهاى اروپا را درنورديده بود ، رو به كاستى نهاد و مسلمانان قدرت را در فرانسه از دست دادند و سپس خود شارلمانى براى حمله به اندلس قدم پيش نهاد و گامهاى اوليه را در طرح و نقشه‌اى كه به جنگ بازپس‌گيرى ( atsiuqnoceraL ) معروف است و منتهى به سقوط اندلس شد ، برداشت . آن‌كسى كه خيلى مورد تمجيد شما قرار گرفته است و براى بزرگداشت ورودش به اندلس ، او را « عبد الله داخل » نام نهاديد ، آرى او و اسلاف و اخلافش هستند كه پايه‌هاى مصيبت و سرچشمهء بيمارى را تشكيل مىدهند . اگر عبد الرحمن ، قهرمان اولين تجزيه بود ، « هارون الرشيد » قهرمان دومين تجزيه بشمار مىرود . « هارون الرشيد » ولايت افريقا را به يكى از مردانش به نام « ابراهيم بن اغلب » ارزانى داشت بر اين اساس كه دودمان « ابراهيم » نسل اندر نسل وارث آن باشند به اين صورت كه پس از « ابراهيم » پسرش و پس از پسرش ، پسر پسرش و همچنان تا پايان ، مالك اين سرزمين باشند . به عبارت ديگر « رشيد » با اين كار يك خاندان سلطنتى را در آفريقا ايجاد كرد و اين ولايت را به آنان بخشيد تا در آن فعال ما يشاء باشند و عملا از حكومت اسلامى جدا شوند . از اين رهگذر حكومت اغلبىها با استقلال تمام به جز در برخى موارد صورى كه تأثيرى در تجزيه حقيقى و استقلال كامل ندارد و بالاخره همين امور صورى