حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
311
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
نظريهء ديگر را در مورد غزالى ، دكتر محمود اسماعيل در كتابش تحت عنوان « الحركات السرية فى الاسلام » ابراز كرده است . وى در صفحه 139 از كتابش مىنويسد : « غزالى عليرغم مقام علمىاش نتوانسته است خود را از پايگاه طبقاتىاش آزاد كند . وى فردى نازپرورده بوده كه در دامان دربار سلاطين سلجوقى و كاخهاى وزيران آنها پرورش يافته است . ارتباط او با وزير پادشاه سلجوقى ، نظام الملك ، بىنياز از تعريف است . از اين رو وقتى عوام را تحقير و آنها را به نادانى توصيف مىكند ، بر خلاف آنچه به ذهن متبادر مىشود به آن اندازه كه نشاندهندهء ديدگاه طبقاتى و استكبارى اوست ، نشاندهندهء توصيف آنها به عدم علم نيست . » و ما كه به دانش علمى غزالى احترام مىگذاريم ، هرگز بندگى او نسبت به قدرتهاى حاكمه و تهمتهاى او به ديگر مسلمانان و بىطرفى او در جريان جهاد مسلمانان با فرنگيان صليبى را ارج نمىنهيم و او را بهعنوان نمونهء كسانى نشان مىدهيم كه مورخان اين عصر بويژه در سخنانشان دربارهء عقايد گوناگون و اقليتها ، بر آنها تكيه مىكنند . استاد سماك مىنويسد : « قانون اسلامى ثابتى وجود دارد كه وحدت اسلامى برپايه آن استوار است . اين قانون اسلامى در اين كلام خداوند نمودار است كه : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » [ همانان مؤمنان باهم برادرند ] . به خاطر تأكيد اين قانون شرعى بر تساوى مؤمنان در چارچوب وحدت دينى و اجتماعى اسلام ، ملتهايى كه به شديدترين صورت از نظر رنگ و اصل و ريشه با يكديگر اختلاف داشتند در يك امت واحد ذوب شدند . اين تأكيد