حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
305
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
توت بسيار و نيز كندههايى از درخت گردو ديديم . اطراف قلعه را به جز قسمت شمال آنكه به كوههاى « زرده جال » و « گرما جال » متصل است ، درههايى احاطه كرده است . دربارهء اسماعيليان : محمد سماك مقالهاى را كه ملخص كتابى از اوست به چاپ رسانيده است كه گفتار زير حاشيهاى از اينجانب بر آن مقاله است : استاد سماك در قسمتى از مقالهاش مىگويد : « مسلمانانى وجود دارند اعم از سنى ، شيعه ، علوى و دروز بهعلاوهء جنبشهاى سياسى متعدد ديگر ، كه از اسلام تنها پوستهاى از آن را گرفتهاند ؛ نظير اسماعيليه و ديگر جريانات دينى . » عليرغم اينكه يقين دارم استاد سماك در بخشى از اين كلامش دست به تقيه زده است و لذا بر او خرده نمىگيرم و از او مىگذرم اما در آن بخشى كه از روى تقيه نبوده است نمىتوانم از او بگذرم . اين غمانگيز و دردآور است كه اين خطيب بزرگوار طورى در اين كلامش ظاهر شده كه گويا يكى از كسانى است كه با گمراهى غرق در قرون گذشتهاند و مىخواهد مردم را نيز يا از روى تسليم در مقابل طاغوتها و اجراى دستورات آنان و يا بخاطر تعصب كورش كه توان او را در ديدن حق هرچند روشن و آشكار باشد گرفته است ، با خود به گمراهى بكشد . من مقام استاد سماك را بيشتر از اين مىدانم كه وى مطلب فوق را به يكى از انگيزههاى مزبور گفته باشد . اما به دليل اينكه وى در اين زمينه مقلدى محض بوده و تلاش نكرده تا چيزى را از روى اجتهاد و رأى و نظر خود استنباط و تحليل كند و در نتيجه به حقايقى دست يابد كه غير از چيزى باشد كه بندگان