حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

292

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

اين كلمه را بر اسماعيليان نزارى اطلاق كرده‌اند اين بوده است كه آنها مانند حشيشيان ياوه و سخنان غير منطقى مىگويند . ما اگرچه بر متن خاصى كه متضمن پاسخ‌هاى نزاريان به اتهامات فوق باشد دست نيافته‌ايم ، اما به متونى از نزاريان كه در خلال پاسخ‌هاى مستعليان به نزاريان آمده است ، دست يافته‌ايم ، و از متنى كه در رساله‌اى كه در آن نزاريان به حشيشيه توصيف شده‌اند ، آمده است چنين استنباط مىشود كه اين متن ، متن كامل پاسخ نزاريان بوده است . زيرا در اين متن آمده است : « از داعيان مشغول به خدمت در دمشق ، نوشته‌اى به دستمان رسيد مشتمل بر بخشى كه متن آن چنين است : چون روز پنج‌شنبه بيست و هفتم ماه ذيحجه شد ، پس از پايان قرائت مجلس شريف بر يك عده از مستجيبان دعوت فاطمى ، كثرهم الله ، مردى از گروه فريبكاران كه معمولا به اين‌گونه مجالس نمىآمد ، به همراه يك مستجيب كه از ياران ما بود بر اين بنده وارد شد . پس هر دو اندكى نشستند . آن مرد از جيبش نسخه‌اى از « هدايه » كه از مقام اشرف صادر شده بود ، بيرون آورد و آن نسخه از آن مستجيب بود به او داده بود تا مطالعه كند . وقتى آن مرد از مضمون آن باخبر شده بود امر بر او مشتبه مىشود و در تنگنا قرار مىگيرد و همچنان اين حال را داشت تا اينكه نزد فرمانرواى ستمگر خود [ كه از نزاريان بوده است ] رفت و از او خواست تا پاسخ مطالب مندرج در رساله مزبور را داده او را از گرفتارى نجات دهد كه او هم پاسخ آن را در آخر « هدايه » مىنويسد . زيرا قسمت سفيد پايان رساله گنجايش نوشتن چنين چيزى را داشت . » به دنبال متن فوق ، جوابيّه نزاريان بر نسخهء مزبور از « الهداية الآمرية فى ابطال الدعوى النزارية » آورده شده است كه به‌طور آشكارى برمىآيد كه اين پاسخ عليرغم اختصارش كه بيش از يك صفحه از كتاب « مجموعة الوثائق