حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
282
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
هستيم . كشاورزان براى كاشتن نهال برنج درون آب هستند . اين دره از بزرگترين كشتزارهاى برنج است . آنگاه از پلى واقع بر روى رودخانهء شاهرود كه اين سرزمين را با آب فراوانش سيراب مىكند ، عبور كرديم . در برابر ما دو چشمانداز وجود داشت : يكى چشمانداز برنجى كه كاشته شده بود و ديگرى چشمانداز گندمى كه درو شده بود . ماديانها محصول گندم را از مزارع به جايى مىبردند كه كاه و دانه را جدا مىكند . با حركت بر اطراف كوهپايه ، جنگلى سرسبز با درختان انبوه و بلند ، از كران تا كران ادامه داشت ، نمايان شد . با سرعت به طرف دره حركت كرديم . قديم و جديد و رنگها : اگر حقيقت حيات محل حكومت حسن صباح ، در برابر « راز ميان » تجلى داشته است ، حقيقت حياتى كه در قله كوه ، عزم راسخ و در ژرفاى دره ، عقل دورانديش پشتوانه آن بوده است ، اينجا اين حقيقت در اين دشت پهناور كه در ميان دو سلسله جبال سهمگين قرار دارد و در آن ، كشتزارهاى گندم و برنج به چشم مىخورد و غرش رود به گوش مىرسد ، و در كوههاى سر به فلك كشيده كه در آن ، امور رتقوفتق و ريسمانهاى خير و شر بافته مىشود ، تجلى بيشترى دارد . با عبور از چشمههاى آب و جنگلزارها به صعود خود ادامه داديم . وقتى شتاب بيشترى به صعود خود داديم به كوههاى بىآب و علف عجيبى رسيديم كه قسمتى از آن زرد و قسمت ديگرى سفيد و قسمت ديگرى قهوهاى بود . آنگاه در قلب درهاى كه حركت در آن را شروع كرده بوديم ، روستاى « برود » كه محصور به باغهايى بود ، از دور نمودار شد . در اين ميان دو موتور سيكلت را