حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
266
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
و روستاى كازر خان را كه در دامنه قلعهء الموت قرار دارد ، در عرض سه ساعت و نيم طى كرديم . قلعهء الموت در برابر ما و بر روى قلهء سنگى بزرگى كه در پشت آن سلسله جبال سنگى امتداد داشت ، ظاهر شد . اتومبيل بايستى در اينجا توقف مىكرد . بنابراين اتومبيل پس از روستاى مزبور بيش از صد متر حركت نكرد . زيرا از اين به بعد راهى كه اتومبيل بتواند در آن حركت كند وجود نداشت . اندكى به طرف قلعه جلو رفتيم تا اينكه به دامنهء ديوارهء بزرگ قلعه كه چند متر ارتفاع داشت رسيديم . محل قلعه كه آن را از هر طرف كوههايى احاطه كرده بود ، بر روى تخته سنگى بزرگ نمايان شد . قلعه در قلهء كوهى قرار داشت كه درههاى حد فاصل آن با كوههاى اطراف ، آن را در بر گرفته بود . نهر كوچكى از بالا به پايين در دامنهء ديوارهء قلعه ، در جريان بود . گلهء گوسفندى ديديم كه در حال چرا در دامنهء سرسبز قلعه الموت بود . اتومبيل ما را با عبور از كوههاى مرتفع و درههاى دوردست ، به دامنهء قلعهء الموت رسانده ، ما را در اين دامنههاى ناشناخته گذارده بود . در اينجا ديگر دور از قلعهء بزرگ تاريخى الموت نبوديم . اما قلعهاى كه اينك خيلى دور به نظر نمىرسيد ، هنوز خيلى با ما فاصله داشت . همين فاصله ، بين ما و رسيدن به قلعه ، مانعى محسوب مىشد . آيا معماگويى مىكنم ؟ ! معمايى نيست ، بلكه حقيقت روشنى است كه به نظر مىرسد يك معماى حقيقى است ! بين من و دل قلعه ، فاصلهاى به اندازهء صد متر است . اين صد متر نيازمند تلاش زيادى است . اما با اين حال ، قلعه در نزديكى ما قرار دارد . البته اگرچه فاصلهء مكانى بين من و قلعه ، صد متر است ، اما فاصلهء زمانى بين ما و قلعه هشتاد