حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

264

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

ديگرى را طى كرده باشيم . بنابراين به‌طور دايم در حال فرود بوديم يا در حال صعود و اين جريان همواره ادامه داشت . گاه در ميان تپه‌هايى در حركت بوديم كه در حقيقت قله‌هاى كوه بودند . گاه در كوهها و گاه در دره‌ها حركت مىكرديم كه در حقيقت شكاف‌هاى كوه بودند . اينك همچنان فرود مىآييم ، درحالىكه اطراف ما را كشتزارها فرا گرفته و در مقابل ما كوههايى است كه هولناك‌تر از تمامى كوههايى است كه از آن گذشته‌ايم . حسن صباح مىدانست كه پناهگاهش را كجا انتخاب كند . چه سپاهى قادر است كه اين راهها را بپيمايد ؟ ! قلعهء شمس كلايه بيشتر شبيه محل ديدبانى و شناسايى است ، تا كسانى را كه قصد پيشروى داشته‌اند ، تحت نظر قرار دهند . اما چه كسى قادر است از چنين راهى پيش برود ؟ اينك ما پايين‌تر مىرويم تا اين‌كه به قلب دره و به روستاى « شهرك » رسيديم . اين دره به خاطر فراوانى آب ، به كشت برنج اختصاص پيدا كرده است . در اين دره به واسطهء پلى كه بر يكى از نهرهاى انشعابى از رودخانهء شاهرود نصب شده بود ، عبور كرديم . آن‌گاه از نهر ديگرى كه آن هم منشعب از رودخانهء شاهرود بود ، گذشته و در دل دره به راه خود ادامه داديم تا اين‌كه به واسطهء پلى كه بر روى يكى از نهرهاى ديگر انشعابى از رودخانهء شاهرود نصب شده بود ، به روستاى « دوزدك سر » رسيديم و از آن‌جا هم گذشتيم . روستاى محمد آباد را نيز كه متصل به روستاى دوزدك سر بود ، پشت سر گذاشتيم .