حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

238

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

برخوردارند و شناختشان به ويژه دربارهء نسب امامان فاطميان اجداد طاهر شاه حسينى ، قديمىتر است . به‌طور كلى در كشف « زمان و چگونگى متلاشى شدن اين گروه از شيعيان اسماعيلى در بدخشان و هند » ، دشوارىهاى فراوانى وجود دارد . تمام اينها ما را بر اين مىدارد كه تأكيد ورزيم وقتى سلاطين دهلى بر سرزمين دكن تسلط يافتند ، اهميت آنها از بين رفت ، به سبب وجود اورنگ زيب « 1 » كه بسيار خشن و بىمسامحه بود ، ممكن است آخرين آنها فاقد جانشين شرعى بوده يا در لاك تقيه مخفى كارى رفته بودند و يا اين‌كه پيروان آنها در هند موقع سلطهء بريتانيا بر هند ، انزوا اختيار كرده بودند . » « 2 » ايوانف گفتارش را چنين به پايان مىرساند : پس از انتشار اين مقاله ، از سرزمين سوريهء اسماعيلى ديدارى نمودم و ديدم كه ايمانشان همچنان پوشيده و نهان است . اما ظاهرا اسماعيليهء « مصياف » و « قدموس » و برخى روستاهاى كوچك مجاور قلاع اسماعيليان در شامات از همان شاخهء فراموش شده‌اى هستند كه در مقالهء ياد شده ، ذكر شده است . يكى از اسماعيليان چنين نوشته است : آخرين امام معروف از اين شاخه ( مؤمنى ) ، امير « محمد باقر » و آخرين ارتباط او با پيروانش در سوريه در سال 1210 ه ( 1796 م ) بوده است . پس از اين سال رابطهء نزاريان مؤمنى با آخرين امام از اين خاندان يعنى « محمد باقر » قطع مىشود . در سال 1887 كسى را به منظور جستجوى فردى از خاندان او به هند مىفرستند ، اما اين تلاش بىفايده بوده ، به

--> ( 1 ) - امپراتور مغول ( م ) . ( 2 ) - اگر ايوانف ، مستشرق روسى ، زنده بود ، به او نشانى اين خانواده را مىداديم و براى او علل هجرت آنها از شهر هندى اورنگ آباد را بيان مىكرديم . ( عارف تامر ) .