حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

215

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

نشده بودند ، فرستاد ؛ دستور داد كليساى اهدايى لوئى نهم را نصب كردند ؛ آن گاه خطاب به آنها گفت : آقايان ! پادشاه فرانسه مىخواهد با در آمدن به طاعت ما ، موجب خرسندى ما بشود . اينك اين جزيه‌اى است كه براى ما فرستاده است . آن را بنگرند . اگر تسليم نشويد ، كسى را مىفرستيم تا كار شما را يكسره كند . در اين‌جا بود كه اكثر حضار از ترس پادشاه فرانسه مراتب تسليم خود را نسبت به امپراتور مغول اعلام كردند . جوانويل سپس مىافزايد : « فرستادگان لوئى به همراه تنى چند از طرف امپراتور بزرگ مغول كه پيامى را براى پادشاه فرانسه حمل مىكردند ، برگشتند . در اين پيام آمده بود : صلح بهتر است . زيرا اگر در سرزمينى صلح حكمفرما شود ، هر چارپايى علف آسايش را مىخورد ، و كسانى كه بر روى دو پا راه مىروند ، زمينى را زراعت مىكنند كه هر چيز پاكيزه‌اى را در صلح توليد مىكند . ما اين خبر را براى تو تعريف مىكنيم تا شناخت تو افزون شود . زيرا معناى صلح را نمىشناسى مگر آن را با ما منعقد كنى . بريسترجون عليه ما شوريد ، همچنان كه فلان پادشاه و فلان پادشاه عليه ما شوريدند ، اما ما با شمشير پاسخشان را داديم . سپس شروع مىكند به شمارش اين پادشاهان . آن‌گاه مىگويد : « ازاين‌رو به تو توصيه مىكنيم هر ساله مقدارى از طلا و نقره‌هايت را براى ما بفرستى تا دوست تو باشيم . اگر چنين نكنى ، تو و مردمت را از ميان خواهيم برد . همچنان كه با پادشاهان ياد شده ، همين كار را كرديم » . جوانويل سپس ادامه مىدهد : بايستى بدانى كه پادشاه فرانسه از اين‌كه هيأتى را نزد امپراتور مغول فرستاد ، بسيار پشيمان شد . وى در صفحهء 211 چنين مىگويد : « سفر هيأت اعزامى پادشاه فرانسه از