حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

205

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

نيست كه ذهبى متهمينش را با آنها بمباران فحش نكند . اما همين ذهبى وقتى در كتاب « سير اعلام النبلاء » « 1 » از خيانت ملك عادل ابى بكر ، برادر صلاح الدين ايوبى ، ياد مىكند و مىنويسد كه وى شهر « يافا » و همچنين عوايد شهرهاى « لد » و « رمله » را تسليم صليبيان كرد و با آنها مصالحه نمود و اين كار موجب تقويت روحى صليبيان شد ، پس از تعريف و تمجيدهاى فراوان از اين خائن ، در مورد اين خيانت چنين اظهارنظر مىكند : فالأمر للّه ؛ همهء كارها دست خداست . همچنين وقتى در مورد خيانت مظفر الدين يونس ، يكى ديگر از پادشاهان ايوبى و پيوستنش به صليبيان و شركتش در كشتار مسلمانان در جريان واقعهء قلنسوه ، يكى از توابع نابلس ، كه طى آن هزاران تن از مسلمانان كشته شدند ، سخن مىگويد ، در سرزنش اين ايوبى خائن به اين جمله اكتفا مىكند : سامحه اللّه تعالى ؛ خدا از او بگذرد . « 2 » ذهبى در مورد اسماعيل ، يكى ديگر از ايوبيان ، حتى از اين جمله هم دريغ كرده است . اسماعيل كسى بود كه عليه نزديكانش از فرنگ كمك گرفت و علاوه بر طبريه و عسقلان ، قدس را نيز تسليم صليبيان كرد . در قدس اوضاع چنان شد كه راهبان بر روى « صخره » شيشه‌هاى شراب مىگذاشتند و اذان در حرم تعطيل شد . آرى تمام اينها ، احساسات ذهبى را بر نيانگيخته و او را وادار نكرده است كه به اين خائن سخنى بگويد كه او را رنجيده‌خاطر سازد ، اما در عوض سراسر كتابش آكنده از دشنام به انسانهاى شريف و بزرگوار است . « 3 » يكى از سخنان نغز ذهبى كه ناشى از تعصب اوست ، سخن او در توصيف

--> ( 1 ) - ج 22 ، ص 1181 . ( 2 ) - همان ، ج 23 ، ص 185 . ( 3 ) - ر . ك : سير أعلام النبلاء ، ج 23 ، ص 188 .