حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
176
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
مغولها شكست خوردند ، توانست فرار كند و به دست مسلمانان اسير نشود . او از نوادگان شيركوه ، عموى صلاح الدين ايوبى ، بود . يكى از كسانى كه مغولها را در حمله به شام و مصر تشويق كرد ، سلطان مغيث ، فتح الدين عمر بن عادل بن كامل بن عادل ، برادر صلاح الدين ايوبى بود . پس از پيروزى نيروهاى اسلامى بر مغولها در جنگ « عين جالوت » ، ملك ظاهر ، ركن الدين بيبريس اول ، او را دستگير كرد و از فقها و قاضيان دعوت به عمل آورد ، تا آنها را از نامههاى مغولها به سلطان مغيث و جوابهايى كه او براى آنها در جهت تشويقشان بر حمله به مصر و شام نگاشته بود ، آگاه كند . همچنان كه اين مطلب را ابو الفدا در تاريخش ذكر كرده است . « 1 » ملك ظاهر سپس او را به قتل رساند . آرى ديدگان ابن تيميه كه با تعصب كور شده است ، هيچيك از اين مطالب را نمىبيند . البته ايوبيان جزيره و شام از اولين كسانى بودند كه با هلاكو همكارى كردند و افرادى را نزد او فرستادند تا سازش و تمايلاتشان را به او اعلام كنند . خود ناصر ايوبى كسى بود كه در اعلام اطاعتش از هلاكو شتاب كرد و پيشاپيش ، فرزندش « عزير » را در سال 656 هجرى ( 1258 ميلادى ) به همراه تحفههايى نزد هلاكو فرستاده و با او سازش نمود . اشرف موسى ايوبى ، حاكم دمشق نيز از اولين كسانى بود كه تمايلاتش را به هلاكو اعلام كرد . در همين حال ، منصور بن مظفر ايوبى ، حاكم حماة ، با زن و فرزند ، اين شهر را ترك كرده ، به مصر فرار كرد و خود را به دست سرنوشت سپرد . آنگاه ناصر يوسف از دمشق كه اوضاع آشفتهاى داشت ، فرار كرد . « 2 »
--> ( 1 ) - ج 3 ، ص 217 . ( 2 ) - دكتر فايد حماد عاشور در كتابش تحت عنوان « العلاقات السياسية بين المماليك و المغول » صفحه 36