حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

174

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

در اين‌جا جا دارد از ابن تيميه كه گفته است : « تاتارها به بغداد حمله نكردند و خليفهء عباسى و ديگر فرماندهان مسلمان را نكشتند ، مگر به مساعدت ملحدان اسماعيلى » پرسيده شود : چه كسى بود كه مغولها را بر حمله به بغداد و كشتار آن‌چنانى مساعدت كرد ؟ آيا اين فرد ، قاضى القضاة مسلمانان بود يا اسماعيليانى كه با تحريكات قاضى مزبور ، حملات مغولها عليه آنها انجام گرفت ؟ ! « 1 » ملاحظه كرديم و بعدا با ذكر نمونه‌هاى ديگرى ملاحظه خواهيم كرد كه تعصب ابن تيميه چگونه ديدگان او را فرا گرفته ، وى را در مسائل تاريخى و غير تاريخى در ورطهء رسوايى انداخته است . بارى هلاكو خان با اعلان اين مطلب كه قصد شكست نزاريان و پايان دادن به فعاليت‌هاى آنان را دارد ، با سپاه بزرگش به راه افتاد . وقتى به شهر « كش » رسيد ، به مدت يك ماه آن‌جا اقامت گزيد ، آن‌گاه فرستادگانى را نزد پادشاهان مسلمان فرستاد كه حامل چنين پيامى بودند : « طبق فرمان قاآن تصميم گرفته‌ايم قلعه‌هاى ملحدان را درهم شكنيم و آنان را قلع‌وقمع كنيم . اگر شما ما را در اين حمله با تمامى عدّه و عدّه‌اى كه داريد يارى دهيد ، سرزمين ، سپاه و مساكنتان براى شما باقى خواهد ماند و كارتان در خور ستايش خواهد بود ؛ اما چنانچه سستى پيشه كنيد و دستورهاى خان را اجرا نكنيد ، به يارى خدا وقتى از ملحدان فارغ شديم ، عذر شما را نخواهيم پذيرفت

--> ( 1 ) - عرينى در صفحهء 211 از كتابش مىگويد : از جانب خان بزرگ مغول دستور صادر شد كه كار مذهب اسماعيليه را يكسره كنند . در پى صدور اين دستور ، مغولها گروه بزرگى از نزديكان خور شاه را سربه نيست كردند . در همين حال به دنبال خواست مغولان مبنى بر سرشمارى اسماعيليان ، عدهء زيادى از اسماعيليان گردهم آمدند كه در اين جريان هزاران اسماعيلى به قتل رسيدند و تنها كسانى توانستند جان سالم به در برند كه به كوههاى فارس پناهنده شدند .