حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
172
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
« سخنان قاضى تأثيرات فراوانى در روح منگوقاآن داشت . زيرا به وى نسبت داده بودند كه فردى ضعيف و ناتوان است . اين نسبت بدين خاطر بود كه وى قادر نبود اين طايفه را ريشهكن كند ؛ طايفهاى كه داراى دينى بودند مخالف با اديان مسيحيان ، مسلمانان و مغولها . اين نبود مگر به اين دليل كه آنها منگوقاآن را تطميع كرده ، منتظر زمانى بودند كه حكومتشان به ضعف گرايد تا از كوهها و قلعههايشان بيرون آيند و اثرى از ديگر مسلمانان باقى نگذارند » . اينها گوشههايى از تحريكات قاضى القضاة مسلمانان - و به تعبير جوزجانى ، امام و دانشمند بزرگ - بود كه مورخان ثبت و ضبط كردهاند . البته آنچه تثبيت نكردهاند ، به مراتب بيش از اين بوده است . برخوردهاى قاضى شمس الدين نشان مىدهد كه فردى بسيار باهوش بوده و مىدانسته است كه چگونه به قلب و عقل طرف خود راه يابد و چگونه بر عواطف و احساسات او چيره شود . ملاحظه كنيد كه چگونه خاطرات عدم موفقيت جدش ، چنگيز خان ، را بر دستيابى به قلاع نزاريان در نوهء او ، منگوقاآن ، زنده كرد تا حدى كه مؤلف كتاب جامع التواريخ وضعيت را چنين نقل مىكند : « منگوقاآن ديد كه برخى كشورهاى جهان تحت تصرف چنگيز خان قرار گرفتهاند ، ولى برخى از آنها هنوز آزاد نشدهاند » . بديهى است كه قلاع نزاريان از جمله جاهايى بوده است كه هنوز آزاد نشده بودند . مؤلف كتاب جامع التواريخ به دنبال نقل سخن قاضى قزوينى چنين مىنويسد : « بالأخره منگوقاآن تصميم گرفت به هريك از برادرانش گوشهاى از