حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

148

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

سطحى ملى با آن موافقند ، در واقع پوشش زرق‌وبرق‌دار دروغينى بود بر روى حقيقت خشم اسماعيليان مؤمن و در رأس آنها برادر زن حسن دوم . همينها بودند كه سرانجام تصميم گرفتند جامعه را از شر اين مرد منحرف رها سازند و مسؤوليت اين كار را هم برادر زن وى به عهده گرفت و قرار بر اين شد كه اين تصميم را پس از ناكامى تلاشهايشان در جهت جلوگيرى از انحراف ، به مرحلهء اجرا درآورند . بالأخره در روز يكشنبه ششم ربيع الاول سال 561 هجرى ( 1166 م ) برادر زن حسن دوم در قلعهء لمبسر وى را زخمى مهلك زد كه به تعبير جوينى موجب شد حسن دوم از اين دنيا به درك و اصل شود . حسن دوم پس از گذشت يك سال از اعلام عقايدش ، تحول ديگرى را نيز در دعوت اسماعيليان به وجود آورد . توضيح اين‌كه : پس از آن‌كه او و رهبران قبل از او همگى با نام « امام مستور » حكمرانى مىكردند ، او در هفدهم ماه مبارك رمضان سال 559 ه علنا اعلام كرد كه امام از نسل نزار بن مستنصر است . بين انحراف و اعتدال : با اين حال ريشهء انحراف با ترور از بين نرفت ؛ بلكه در عهد جانشين حسن دوم ( علاء محمد ) كه در سن 19 سالگى به جاى پدر نشست و سال 607 ه ( 1210 م ) درگذشت ، انحراف همچنان باقى بود . همچنان كه مبارزهء شديد ادامه داشت ؛ با اين تفاوت كه در دوران حسن دوم ، رهبرى اين مبارزه را برادر زنش به عهده داشت و اينك در زمان فرزندش ، رهبرى اين مبارزه را نوه و هم اسم او ، جلال الدين حسن سوم ، به عهده داشت . چه ، عقايد او شديدا بر خلاف پدر