حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

142

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

اما به مرور زمان اين دو نام به فراموشى سپرده شد و تنها نزاريان به نام اسماعيلى شناخته شدند و كسى كه مىخواست آنها را از ديگر فرقه‌ها ممتاز نمايد ، لقب « آقا خانى » را كه منسوب به آقا خان است ، بر آنها اطلاق مىكرد . پس از آن‌كه چنين تحولى بر عقايد اسماعيليان روى داد ، بقاياى فاطميان ، خود را از نام اسماعيليه آزاد كردند و همچنان كه تفصيل آن خواهد آمد ، به نام « بهره » راضى شدند . وقتى وضعيت مستعلى تثبيت شد ، نزار به اسكندريه رفت و با استقبال گرم ناصر الدين افتكين مواجه شد و تمامى مردم با او بيعت كردند . وقتى افضل بن بدر الجمالى از اين واقعه آگاه شد ، با لشكرى گران به سمت اسكندريه به راه افتاد ، اما شكست خورد و مجددا به قاهره برگشت . اما دوباره لشكرى ديگر تدارك ديد و جهت محاصرهء اسكندريه به آن‌جا حركت كرد كه به تسليم نزار و افتكين انجاميد . افضل به آنها امان داد اما بعدا آنها را به قتل رساند . اما در ميان نزاريان كسانى هستند كه نمىخواهند اين حقيقت تاريخى را بپذيرند و معتقدند كه نزار در مصر كشته نشده است ، بلكه به همراه خانواده‌اش مخفيانه و در كسوت بازرگانان به سجلماسه عزيمت كرده ، در آن‌جا چند ماهى نزد عمه‌اش ماند ، تا اين‌كه فرستاده‌هاى حسن صباح نزد او آمدند و محل اقامت او را به وى اطلاع دادند و از او خواستند كه نزد حسن صباح برود ؛ او همراه خانواده و بقاياى داعيانش ، به كوههاى طالقان روى كرد و در قلعهء الموت با حسن صباح كه از بزرگ‌ترين مخالفان خلافت احمد ، المستعلى باللّه ، و از

--> ادعا كرد چنانچه نزاريان به جاى اين‌كه مترصد فرصتى باشند تا ضربه‌اى به فاطميان مصر بزنند ، با آنان متحد مىشدند ، تاريخ جنبش اسماعيليان به‌طور عام و تاريخ حكومت فاطميان به‌طور خاص شكل ديگرى غير از شكلى كه اينك از آن مىشناسيم پيدا مىكرد . اما ميان اصل اين دو مذهب و اصول اساسى آنها اختلافات اساسى وجود دارد » .