حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

105

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

در سال 1240 م . درگيرى بين ايوبيان شدت يافت و گروهى از آنها عليه عادل دوم ، حاكم مصر ، همدست شدند كه در نتيجهء آن ، صالح نجم الدين ايوب به جاى وى به حكومت مصر رسيد . اين موضوع موجب ناراحتى سلطان صالح اسماعيل ، حاكم دمشق ، شد و او را وادار كرد تا متوسل به صليبىها شود و از آنها بخواهد كه او را عليه صالح ايوب در مصر و هم پيمانش ، ناصر داود ، در اردن ، كمك كنند . وى متعهد شد كه در قبال اين‌كار ، قدس را تسليم آنان كرده ، سرزمين صليبىها را به همان شكل قديمىاش كه شامل اردن نيز باشد ، به آنها برگرداند . حاكم دمشق براى اثبات صداقتش در قبال صليبىها ، بلافاصله قدس و طبريه عسقلان را به ضميمهء شمارى ديگر از قلاع شام كه تا آن زمان در تصرف مسلمانان بود ، تسليم آنان كرد . « 1 » صليبىها فورا به قدس آمدند و در قلعهء طبريه و عسقلان سنگر گرفتند و بين يافا و عسقلان اردو زدند . صالح اسماعيل به آنها وعده داد در صورتى كه مصر را تصرف كند ، بعضى از قسمتهاى آن را تسليم آنان كند . آنها سپس به سمت غزه به قصد حمله به مصر حركت كردند . « 2 » آن‌گاه صالح اسماعيل ، حاكم دمشق ، و سلطان منصور ابراهيم ايوبى ، حاكم حمص ، در رأس ارتش‌هايشان به كمك صليبىها در حمله به مصر آمدند . « 3 » اما نيروهاى شامى وابسته به صالح اسماعيل و منصور ابراهيم اين كار را بر نتافتند و به ارتش مصر پيوستند كه نتيجهء آن شكست صليبىها شد .

--> ( 1 ) - دكتر سعيد عاشور ، مصر و الشام فى عصر الايوبيين و المماليك ، ص 108 و ما بعد آن ، به نقل از « السلوك » اثر « مقريزى » ، ج 1 ، ص 303 . ( 2 ) - النجوم الزاهره ، ج 6 ، ص 322 . ( 3 ) - همان ، ص 323 .