رضا قلى خان ( هدايت )

827

فرهنگ انجمن آراى ناصرى ( فارسى )

يعنى محفوظ در ذهن ثريّاصفت يعنى خاطرجمع ثريّامقام يعنى بلندمرتبه ثروت عقلا با عاقل هنر و علم بود ثوران‌عين كنايه از حالت غضب است ثمانين ناجيه عبارت هشتاد نفريست كه در سفينه بودند ثبات ارض كنايه از وجود كاملانست ثقبه معاش دير مخنثانست ثقبهء نشاط دبر و قبل است باعتبار اشاميدن و خوردن ثعبان هيجا و معركه و جدال و حرب و امثال آن كنايه از مرد شجاع و شمشير و نيزه و اسب بود ثيّب بكر كنايه از دنياست ثلث معيّن آنچه به كار آمد از مال خود با وصيّت و آن ثلث مال او است و آن را ثلث مؤخّر نيز كويند ثلاثه حوّاله سه پياله نخست بزم كه طبع اقتضاى جنبش و سير كند ثلاثهء اكّاله آن سه كه اقتضاى غذا خوردن كند پس از آن ثلاثهء نوّامه كه اقتضاى خفتن و چون بيدار شود ثلاثهء غسّاله بود كه دفع كسالت كند ثوبين آلهى كنايه از صفت كبريا و عظمت حق بود ثرط فيل كنايه از تكبّر جاهلان بود ثوابت از حق كنايه از اوتاد و ابدال و اقطاب بود ثغر بلاد سر حدّ آن ثغر طمع معروف ثغر اقليم بقا كنايه از قبر و عالم برزخ ثغر عارف بقاء فى اللّه ثقل ارض كنايه از بزركان دين و باعتبارى مكّاران ثقل جوف ارض كنايه از معادن ثلاثهء متكوّنه كنايه از جماد و نبات و حيوان ثقيل روح كران جان ثقلين جن و انس عترت با قرآن ثقر الحمار ذليل و بىرتبه ثوم انفاس كريه سخن ثم ثم قول مماطل كو ثريد فقرا آبكامه ثور ناطق كنايه از احمق ثمر نخل عالم انسان كامل ثاقب فكر آنكه در كارها فكر او حلّال عقده بود ثوب كحلى و اخضر و ازرق و خضرا و زرقا و كحلا همه كنايه از فلك است ثوب مرّقع كنايه از خرقهء درويشان ثوب ثلاثه كنايه از كفن است ثوب دار فنا كفن است ثوب عفاف كنايه از عصمت است ثوب مندرس بدن از كار افتاده ثوب آلهى پوست بدن انسان و ساير حيوان ثوب مذلّت كنايه از جامهء تنك و نشان اهل ذمّه ثوب يونس شكم ماهى ثوب خفا كنايه از شب ثوب ملّمع كنايه از سحر و شب مهتاب ثوب صباحه تناسب اندام و لطف و شمايل ثوب اسود كنايه از شب تاريك ثوب احمر كنايه از قتيل ثوب ريا و زرق و شيد و حيله كنايه از لباس زاهدان ثلاثهء مذهبه سبكى بود ثلاثه متولّده مواليد ثلاثه ثلاثهء موهومه شريك بارى كيميا و عنقا ثلاثهء منهيه و مسكره الخمر و البج و الافيون ثوب خمول و ثوب عزلت كوشه‌كيرى ثوب رجال زنان ثوب نساء مردان ثوب شهرت خودنمائى ثفر وجود كنايه از ناقصان زيرا كه ثفر بمعنى پاردم حيوانات است ثمن نساء كنايه از هشت‌يك ارث زنان ثمن مشتركه ميراث نساء اربعهء معقوده ثمن خلد كنايه از عبادت ثمانيه محذوفه و متروكه كنايه از هشت حرف كه در پارسى نيست ثمانيه سلبيّه صفات هشتكانه كه بر خداى روا نبود ثامن اثنى عشر كنايه از على بن موسى الرّضا عليه آلاف التحيّة و الثّنا است ثامن ممتحنه هم كنايه از اوست عليه السّلام ثاقب خشخاش يعنى آنكه در كارها بسيار دقّت كند و نيز كنايه از نظر تنك است ثم ثم كنايه از هر جائى ثم ثم مماطل و آنكه كار بتاخير اندازد ثمار دنيا كنايه از لذايذ آن ثامن اقاليم ماوراء تقسيم هفتكانهء قدما كره ارض را ثوب ثواب كنايه از عمل نيك است و ازين زياده