رضا قلى خان ( هدايت )

20

فرهنگ انجمن آراى ناصرى ( فارسى )

در مقام خود مرقوم خواهد شد و بيان كلمات را سخن كويند و سخن بر دو كونه است يكى پراكنده كه به عربى نثر كويند و ديكرى پيوسته كه آن را نظم خوانند و شعر كويند و شعر در اصل دانش است و ادراك معانى بحدس صايب و استدلال راست و از روى اصطلاح چنان كه كفته‌اند سخن مرتب معيّن موزون متكرّر و متساوى حروف آخر آن ماننده يكديكر كه بپارسى سپارند و به عربى قوافى كويند و تفصيل آن در كتب عروض و قافيه اهل فن مبسوط و مضبوط است و بهترين سخنان سخن موزون مطبوع است و تاثير آن در طبائع لطيفه آشكار و مايه تغير نفس و تحزين خاطر ارباب ذوق و وجد خواهد بود و اينكه بعضى علماى جاهل شعر و سخن موزون را انكار كرده‌اند از عدم استحضار و اطلاع بتواريخ و اخبار است الشّعراء يتّبعهم الغادون در حق كسانى است كه قرآن مجيد را شعر و حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را شاعر مىدانسته‌اند و در برابر آيات فرقانى اساطير شيطانى مىكفته‌اند الّا الّذين آمنوا شعرائى كه ايمان داشتند و مداح آن حضرت بوده‌اند مستثنى داشته چنان كه افضل الدّين ابراهيم خاقانى بدين معنى اشارت كرده و كفته هم به قرآن مىشود زين قوم استثناى من و حال آنكه حضرت رسالت شعر شعرا را استماع فرموده و تحسين و احسان نموده و انّ للّه خزاين الحكمه دانسته الشعراء مفاتيحها معروفست و انّ من البيان لسحرا و انّ من الشعر لحكمة و نيز الشعراء تلاميذ الرّحمن مشهور و قال صلى اللّه عليه و آله و سلم ما اوحى اللّه الى نبىّ الّا و قد احضر ارواح الشعراء لاستماع الوحى مفاخرت شعرا را كافى است شيخ نظامى در اين معنى كفته است پيش و پسى بست صف كبريا * پس شعرا آمد و پيش انبياء در قبول حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مر شعرا را اين چند بيت حكيم منوچهرى مناسب است كر مديح و آفرين شاعران بودى دروغ * شعر حسان بن ثابت كى شنيدى مصطفى بر لب و دندان آن شاعر كه نامش نابغه * كى دعا كردى رسول هاشمى خير الورى در عطا دادن بشعر شاعران بودى فسوس * احمد مرسل ندادى كعب را هديه روى آرايش ششم از فرهنك موسوم بانجمن‌آرا در بيان حروف تهجّى و تحقيقات آنها بايد دانست كه در محاضرات الاوايل از شمس المعارف آورده كه اول چيزى كه بر آدم پيغمبر نازل شده حروف هجا بوده و كفته كه ابى ذر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم سئوآل كرد كه بر آدم چه كتابى نازل شده فرمود كتاب معجم ا ب ت ث ج پرسيد ابى ذر كه كتاب معجم چند حرف بوده فرمود بيست و نه حرف ابى ذر كفت بيست و هشت حرف مىشمارند غضب فرمود حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم و قسم خورد كه با لام الف بيست و نه حرف در صحيفه با هفتاد هزار ملك بآدم ( ع ) نازل شد و هركس لام الف را داخل حروف نشمارد به من ايمان نياورده و كافر است و در اين باب تاكيد بليغى فرمودند و در عيون اخبار الرضا عليه السلام در احتجاج با عمران صابى و فرزانه فارسى آمده كه حضرت رضا عليه السّلام از پارسى پرسيدند كه پارسيان شما چند حرف مخصوص دارند عرض كرد چهار حرف پ و ج و ژ و ك آن حضرت فرمود پنج حرفست يكى ديكر قافى است كه در ميانه قاف و خا تكلم بدان مىنمايند و مؤيد پارسى تصديق كرد اكنون اين قاف كه در ميانه قاف و خا تكلّم به آن مىشود بندرت است در شيراز و يزد بيشتر از ساير بلاد متعارفست و حروف هجا به بيست و هشت حرف معروف شد و چنان كه هم در عيون آمده كه امام عليه السّلام به آن پارسى فرمود كه چون پنج حرف خاصه شما پارسيان به بيست و هشت حرف افزايد حروف سى و سه شود انتهى كلامه ( ع ) اكنون از حروف بايد بازكفت بدانكه همچنانكه در كلام عربان حروف تهجى موضوع براى تركيب كلمات است بعضى از آن معانى نيز دارند مانند همزه استفهام و باء جاره و تاء جاره و امثال آن همچنين در فرس نيز اين حروف موضوع از براى تركيب كلمات است و بعضى از آن معانى نيز دارند بناء عليه اين بيست و هشت حروف با چهار پنج حرف ديكر كه مخصوص فرس است آورده مىشود اكرچه در انجمن كذشتند كور كرديم كه هشت حرف از حروف تهجّى در فرس نيامده ولى در ايراد اين حروف نيز فوايد است الف هو الفرد من الرّجال و يكى از هر چيزى و مردى كه او را زن نباشد اين حرف چون در اول ثنائى واقع شود هميشه مفتوح باشد و مابعدش بر حركت خود مانند ابر و ابا و ابى و چون در اول ثلاثى واقع شود مابعدش ساكن كنند و همان حركت كه ما بعدش در اصل داشته باد دهند و اين حرف در اين صورت حكم الف وصل دارد