ابو القاسم سلطانى

85

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

Code - 2302 قرصعنه زرقاء Eryngium campestre L . مقدمه : جنس Eryngium از خانواده Umbelliferae داراى 23 گونه مىباشد كه در مناطق مختلف دنيا بطور وحشى مىرويد . تعدادى از انواع آن نظير ( Button snakeroot ) E . aquaticum L . در امريكاى شمالى و هند ، E . yuccifolium در امريكا در ناراحتىهاى كليوى ، ضعف نيروى جنسى ، E . Planum در شرق اروپا در سياه سرفه E . campestre . و E . maritimum در اروپا در عفونت‌هاى دستگاه ادرارى و بيمارىهاى پوستى و سياه‌سرفه و E . foetidum در صرع ، فشار خون بالا ، وجود تب و سرماخوردگى كودكان و به عنوان آنتى اسپاسموديك و هضم‌كننده غذا مصرف درمانى دارند . تاريخچه و موارد مصرف درمانى در طب سنتى : تئوفراست گياه را Eringion ناميده و نام علمى گياه Eryngium مشتق از آن مىباشد . به سريانى اين جنس را Qersaanna مىناميده‌اند كه به قرصعنه معرب شده است ديوسكوريد ذيل Eryngion كه اصطفن و حنين معرب آن را ارنجين و به صورت تحريف شده ارنخين ضبط نموده‌اند مىنويسد : گياهى است قاعده‌آور و از بين برنده دل‌پيچه و نفخ ، خوردن آن با نوشيدنى درد كبد را تسكين مىدهد ، پادزهر سموم جانوران گزنده مىباشد . مقدار خوراك آن حدود 5 / 3 گرم و همراه با دانه انجره مصرف مىنمايند ( 1 * ) . پزشكان قرون اوليه هجرى از آن نامى به ميان نياورده‌اند فقط ابو ريحان بيرونى ذيل شوكه اليهوديه و شوكه زرقاء مىنويسد : " هى قرصعنه الزرقاء ) ( 2 * ) . در شرح اسماء ذيل كمافيطوس از اين گياه نام برده شده و آمده است : به زبان اندلسى آن را غاله قرشته ( 3 * ) جانت قبطه ( 4 * ) ، قرذاله برباطه ( 5 * ) به معنى شوك المفلفل ، بنواله ( 6 * ) مىنامند و آن قرسعنه مىباشد و ما ريشك‌هاى آن را مصرف مىكنيم ( 7 * ) . پس از مدت‌ها فراموشى ، ابو العباس نباتى صاحب كتاب رحله ، غافقى و شريف ادريسى مطالعاتى در زمينه اثرات درمانى انواع Eryngium انجام داده‌اند كه ابن بيطار در جامع مفردات به نقل از آن‌ها پرداخته است . وى مىنويسد : غافقى گويد كه آن مدر ، تحليل‌برنده بلغم رقيق معده و روده و ريشه آن تسكين‌دهنده درد پهلو و سينه است ، زخم‌ها و دبيله‌ها [ Cysts ] را تحليل مىبرد و شريف گويد مرباى ريشه آنكه با عسل تهيه شده باشد احشاء را تقويت مىكند اگر به اندازه برابر از ريشه آن و آرد جو را با افشره كاسنى مخلوط و بر ورم ساق پا و زخم‌هائى كه زرداب از آن ترشح مىشود ضماد نمايند همچنين در ابتداى داء الفيل