ابو القاسم سلطانى
479
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
( 1 * ) - ناصور العين ( جمع نواصير العين ) - غرب و هو الناصور الذى يكون فى ما قى العين ، " نواسير العين اللتى يقال له اخيلوس و هو الغرب " ( ابن بيطار ، مراجعه شود به جامع مفردات ج 1 ص 174 ) Anchilops و Dacryocystitis ، ورم ماقى ، ورم كيس الدمعى ، قمع ، التهاب كيسه اشكى چشم و فيستول اشكى . ( 2 * ) - تت دياسقوريدوس م - 1 ص 118 ش 140 ( 3 * ) - تت حاوى ، جلد 20 صفحه 267 ( 4 * ) - تلخيص از الابنيه عن حقايق الادويه صفحه 92 ( 5 * ) - تت قانون عب صفحه 280 ( 6 * ) - غشاوه البصر ، غشاوه ، تم ، آفتى كه در چشم پيدا شود مانند پرده ، تم ( پارسى ) : بيمارىهاى چشم كه پرده مانندى بر روى آن پيدا شود و به تازى غشاوه گويند و يا كدورت جليديه كه آب مرواريد نيز گويند ( فرهنگ نفيسى ) . انگليسى Cataract ، فرانسوى Cataracts . ( 7 * ) - جامع المفردات الادويه و الاغذيه ، جلد اول ص 173 ( 8 * ) - تلخيص از اختيارات ص 101 ( 9 * ) - سبل ، سبل القرنى Pannus غشاء غير طبيعى بر روى قرنيه در تراخم ( 10 * ) - تذكره صفحه 109 ، تحفه صفحه 75 ، مخزن الادويه 204 ، فروغ ناصرى 489 Code - 2894 فتايل الرهبان Juncus acutus L . گياهى است پايا به بلندى يك متر از خانواده Juncaceae ، برگها خارج شده از قاعده ساقه ، دراز ، استوانهاى ، منتهى به نوكتيز و سخت ، گلها مجتمع با آرايش خوشهاى ، ميوه كپسول ، سه خانه ناقص ، گلپوش قهوهاىرنگ برابر كپسول ، خوشهها كوتاهتر از برگكها . محل رويش گياه سواحل دريا و كنار رودخانهها مىباشد . در ايران در اطراف كرج ، شمال ، سواحل آستارا ، خوى ، بوشهر ، آبادان ، شوش و بلوچستان رويش دارد . خواص و موارد مصرف آن در طب سنتى : پزشكان قديم گويند : طبيعت گياه در آخر دوم گرم و خشك است . آشاميدن جوشانده ريزوم آن در زكام ، سردرد حاصل از سردى ، سرفه ، آسم ، تنگنفس و نفخ و ماليدن ضماد تهيه شده از ريزوم آن با لبان ذكر ( كندر Boswellia carterri ) به صورت يك لايه نازك ، در درد مفاصل ، سياتيك ، نقرس ، آماسهاى سخت ، آماس بيضه ، پارگى عصب و نسج كوفته شده موثر است . خاصيت مرباى ريشه آن از مرباى زنجبيل بيشتر است ، ريزوم خوشبوكننده دهان ، آروغ ، هضمكننده غذا ، گرمكننده معده ، گرده و مثانه تحريك كننده و تقويتكننده باه است . رهبانان ريزوم تازه آن را با برگ گياه پيچيده در چراغ مىگذارند و در آن روغن مىريزند مشتعل مىگردد بدين مناسبت آن را فتايل الرهبان مىنامند . گياه را به عربى زنجبيله و به پارسى تيجه صوف ، سازوى خاردار و سازوى نوكتيز مىنامند .