ابو القاسم سلطانى

461

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

دراز ، نوك‌تيز ، به رنگ سبز تيره به درازاى 5 / 3 - 5 / 2 سانتىمتر و به پهناى 5 / 1 - 1 سانتىمتر . گل درشت به بزرگى 5 / 2 سانتىمتر ، به رنگ سفيد و بسيار معطر به حالت مجتمع ولى به تعداد كم در اواخر بهار تا اوايل زمستان در قسمت‌هاى نزديك به انتها يا در رأس انشعابات شاخه‌ها ديده مىشوند . ميوه بيضى تخم مرغى ، براق ، پس از رسيدن سياه‌رنگ مىشود . پراكندگى : نواحى نيمه حاره ، هند ، شمال غرب هيماليا و پاكستان در جنگل‌ها تا ارتفاع 2500 متر مىرويد . در ايران پرورش مىيابد و به نام ياس چمپا ناميده مىشود . تاريخچه : نام گونه از واژه يونانى Grandiflo - rus ( - گل درشت ) گرفته شده است . گياه از زمان‌هاى بسيار دور در هند شناخته شده و به سنسكريتى Jati و M lati و به هندى و اردو چمبلى Chambeli ناميده شده است . اولين دانشمند ايرانى كه از آن نام برده است ابو ريحان بيرونى ( 362 ه . ق . - 440 ه . ق . ) مىباشد وى ضمن شرح گياه جم اسپرم مىنويسد گل آن از ياسمين هندى بزرگتر است ( 1 * ) . حكيم مومن ذيل ياسمين مىنويسد " بستانى او چنبلى كه ياسمين هندى باشد " ( 2 * ) و عقيلى خراسانى گويد : ياسمين . . . " آن را ياسمون بو او به جاى يا و به ضم ميم نيز و سجلاط ( J . officinale L . ) و به شيرازى گل هاشم و به هندى چنبلى ( گياه مورد بحث ) نامند . . . و جبلى آن ياسمين هندى است " ( 3 * ) . گياه در قرن شانزدهم به اروپا وارد و از آن در صنعت عطرسازى استفاده شده است . در اسپانيا براى اين منظور به حد وسيعى كشت و به همين جهت نام مترادف علمى Jasminum hispanicum Hort ex DC . به گياه داده شده است . قدما از آن در درمان زخم دهان و لثه ، لقوه ، فالج ، نقرس ، رماتيسم و به عنوان مفرح و تقويت‌كننده نيروى جنسى از آن استفاده مىكرده‌اند . قسمت قابل مصرف : گل ، برگ و اسانس تركيبات شيميائى : بنزيل‌استات يا C 9 H 11 O 2 Jasmal كه 65 درصد اسانس را تشكيل مىدهد . بنزيل بنزوات Benzyl benzoate ، متيل آنترالينات ، لينالول ، فنيل استيك اسيد ، بنزيل الكل ، فارنه‌سول Cisjasmone , Farnesol متيل جاسمونات ، لاكتون ، پيريدين ، مشتقات نيكوتينات ، ژرانيول ، نرول Nerol ، آلفاترينيئول و گاماهگزنول و برگ‌ها داراى رزين ، ساليسيليك اسيد ، يك ماده قابض ، جاسمون Jasmone و يك آلكالوئيد به نام Jasminine .