ابو القاسم سلطانى
454
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
Code - 2859 كتم ( وسمه ) Isatis tinctoria L . گياهى است پايا معمولا دو ساله ، به رنگ آبى مايل به سبز ، ريشه اصلى ستبر ، ساقه افراشته ، به ارتفاع تا 120 سانتيمتر از خانواده Cruciferae ، برگها بيضوى نوكتيز ، دندانهدار ، بدون كرك به درازاى 4 تا 10 سانتيمتر ، برگهاى قاعده بزرگتر و برگهاى انتهاى ساقه و نزديك گلها كوچكتر . گلها كوچك ، بسيار زياد ، داراى 4 گلبرگ به بزرگى 4 - 2 ميليمتر به رنگ زرد مجتمع با آرايش خوشهاى كه در تابستان در انتهاى شاخهها ظاهر مىشوند . ميوه بيضى شكل بهندرت بيضى دراز به رنگ سياه قهوهاى 27 - 11 ميليمتر از رأس به سمت قاعده باريكتر است . پراكندگى : زمينهاى شنى و آفتابرو نواحى مختلف اروپا به ويژه مركز و جنوب و از آنجا به نواحى ديگر غرب آسيا ، افريقا ، عربستان منتشر شده است . در ايران در نواحى غرب كرمانشاه طاق بستان گزارش شده است . تاريخچه : نام جنس گياه Isatis واژه يونانى و به معنى وسمه آمده است . متجاوز از 2000 سال است كه در اروپا براى استفاده از رنگ آن كشت مىشود . به استناد نوشته قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى ( 921 هجرى قمرى ) در ايران كشت مىشده است ( 1 * ) . سلكها Britons از برگهاى تخمير شده آن براى رنگ كردن استفاده مىكردهاند . ديوسكوريد ذيل Isatis agria كه اصطفن و حنين آن را به " ايساطيس اغريا " معرب نمودهاند مىنويسد : مانند گياه قبلى ( نيل ) رنگرزان آن را به كار مىبرند . برگها بزرگتر و به برگ كاهو شباهت دارد . گلها كوچك زردرنگ خواص آن مشابه گياه قبلى است . تناول و ضماد آن در ورم سپرز موثر است ( 2 * ) . وسمه : طبرى گويد گرم است مو را رنگ مىكند و ماسرجويه گويد كه آن تلخ و كمى گرم است ازاينرو به گرمى مايل و نيز قابض است ( رازى : 3 * ) . خطر : " برگ نيل رومى و او معتدل است با حرارت موى سيه كند و قوتى دارد كه تحليل كند نيز " ( هروى : 4 * ) . رازى گويد وسمه نيل برى است . . . خطر وسمه است و آن را خطا نيز مىنامند . ابو حنيفه گويد " عظلم هو الوسمه الذكر " . . . . وسمه و خطر يكى است ( ابو ريحان : 5 * ) . نيل دو نوع است بستانى و برى ، برى آن در قرحههاى عفونى و بزرگى طحال موثر است . وسمه برگ نيل است ( ابن سينا : 6 * ) ، طبيعت آن گرم است در اول و خشك است در دوم ، مخلوط آن با حنا موى را خضاب كند ( انصارى : 7 * ) ، كتم وسمه است برى و بستانى مىباشد . برى را در مازندران و تنكابن " شالخنى " نامند به معناى " حناى شغال " بعضى برگ نيل را وسمه دانستهاند و خلاف واقع است خضاب آن قوىتر از برگ