ابو القاسم سلطانى

23

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

Code - 2173 قثاء الحمار Ecballium elaterium ( L . ) A . Rich گياهى علفى ، يك پايه ، پوشيده از تارهاى ريز ، به درازاى 90 - 30 سانتيمتر ، از خانواده Cucurbitaceae مىباشد . ساقه ضخيم ، خميده تقريبا خزنده ، بسيار منشعب ، پوشيده از كرك . برگ‌ها بزرگ 10 - 5 / 7 سانتيمتر ، متناوب ، مثلثى شكل ، كركدار عارى از پيچك ، داراى بريدگى ، كناره موجدار و دمبرگ گوشتى مىباشد . گل كوچك به رنگ زرد روشن ، داراى رگه‌هاى سبز رنگ ، گل‌هاى نر مجتمع به صورت خوشه و داراى دمگل مىباشند ولى گل‌هاى ماده منفرد هستند . ميوه داراى طعم بسيار تلخ ، به شكل بلوط به طول 5 - 4 سانتيمتر ، پوشيده از تارهاى غده‌اى ، در ابتدا سبزرنگ و پس از رسيدن زردرنگ مىشود در اين هنگام در محل اتصال ميوه به دمگل سوراخى ايجاد شده ، ميوه از دمگل جدا ، مايع و دانه‌هاى قهوه‌اىرنگ داخل آن با فشار و با صدا از سوراخ به خارج پرتاب مىشوند . ريشه بزرگ و سفيدرنگ مىباشد . گياه در زمين‌هاى باير مناطق مديترانه رويش دارد منشاء اوليه آن را شرق دانسته‌اند . در قرن شانزدهم تقريبا در سرتاسر اروپا كشت مىشده است امروزه نيز در انگلستان پرورش داده مىشود . پراكندگى آن در ايران در ارسباران ، حسن بگلو ، دشت مغان ، منجيل ، گنجه و فيلده رودبار و هرزويل مىباشد . تاريخچه ، شناسائى و موارد مصرف در طب سنتى : نام جنس گياه از Ekballiein يونانى به معنى " دور انداختن " گرفته شده كه اشاره به پرت كردن دانه ميوه مىباشد و نام گونه آن Elaterium در زبان يونانى به معنى " تخليه كردن " مىباشد كه نتيجه خاصيت مسهلى آن است : مصريها ، يونانيها و روميها گياه را مىشناخته‌اند تئوفراست ، ديوسكوريد و پلينى درباره خاصيت مسهلى آن مطالب زيادى نوشته‌اند و از آن به عنوان پيش‌انداز قاعدگى نام برده‌اند حتى طرز تهيه " الاتريوم " يا رسوب حاصل از شيره ميوه كه ديوسكوريد شرح داده است همان است كه امروزه عمل مىشود فقط وسايل و لوازم كار تغيير كرده است و اصول كار مبنى بر چيدن دانه‌هاى ميوه قبل از رسيدن كامل ، وارد كردن فشار بر روى ميوه ، گرفتن افشره ، صاف كردن ، شستن رسوب با آب شيرين و خشك كردن رسوب بوسيله كاغذ آب خشك كن مىباشد . در اين عمل بايد كاملا دقت نمايند كه شيره ميوه داخل چشم نشود همچنين رسوب نبايد بوسيله حرارت خشك شود . اين رسوب كه در تجارت بنام الاتريوم ناميده مىشود كدر و سبزرنگ بوده و به سهولت به حالت گرد درمىآيد . ديوسكوريد گياه را Sikys grios ناميده كه حنين آن را به سيقوس اغريوس معرب نموده و معادل آن را قثاء الحمار ضبط نموده است . رازى و ابن بيطار كاملا آنچه را كه ديوسكوريد ذيل اين نام آورده است به نقل از وى تحت عنوان قثاء الحمار ذكر نموده‌اند . برخى از اسامى مترادفى كه پزشكان سنتى براى قثاء الحمار ذكر نموده‌اند چنين است : قثاء برى ( حنين ) ، اطريون ( ابو ريحان : 1 * ) ، علقم ، صاب ( اسرائيلى قرطبى : 2 * ) ، خيارزه سپند ( انصارى و برهان ) ، خيار دشتى ( حكيم مومن ) ، خيار خر ( عقيلى خراسانى ) ، قثاء الحمار ،