ابو القاسم سلطانى

56

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

Code - 1157 گل استكانى خوراكى Campanula rapunculus L . نام علمى گياه از دو واژه لاتين Campanula به معنى زنگ كوچك و Rapa به معنى شلغم گرفته شده است كه بيانگر شكل گياه است . گياهى است علفى و زيبا به ارتفاع 40 تا 180 سانتيمتر داراى برگ‌هاى باريك و دراز و گل‌هاى متعدد بنفش رنگ و گاهى آبىرنگ كه در زمينهاى گچى تا ارتفاعات 1000 متر رويش دارد . ريشه گياه متورم و داراى ذخيره اينولين مىباشد . از برگ‌هاى تازه به واسطه داشتن ويتامين C و از ريشه در سالاد استفاده مىشود و به همين منظور پرورش داده مىشود . از برگ گياه در استعمال خارجى به‌عنوان نرم‌كننده ، ضدعفونىكننده در درمان زخمها استفاده مىشود . گياه را به عربى سريس و در سوريه لفت‌برى مىنامند . Code - 1158 كف مريم Campanula trachelium L . موارد مصرف درمانى اين گياه كه به عربى كف مريم و به پارسى گل استكانى شابيلى ناميده مىشود مانند گياه قبلى مىباشد . Code - 1163 ريحان الكافور Camphorosma monspeliacum L . گياهى است پايا بوته مانند به ارتفاع 10 تا 50 سانتيمتر از خانواده Chenopodiaceae با ساقه‌هاى متعدد و در قاعده بسيار منشعب ، سخت و چوبى شده پوشيده از كرك . برگ‌ها فراهم ، محكم ، راست ، خميده ، نوك تيز و خشن ، گل‌ريز مايل به سبز ، ميوه حاصل از عمل آميزش در درون كاسبرگ‌ها باقى مىماند ، دانه تخم مرغى ، پهن قهوه‌اى مايل به سياه ، محل رويش گياه شمال افريقا ، منطقه مديترانه ، مركز و غرب آسيا در نواحى باير و به ندرت در سواحل دريا مىباشد . در ايران در خراسان و شمال غربى آذربايجان وجود دارد . تاريخچه و كاربرد آن در طب سنتى : يونانيها و روميها گياه را نمىشناخته‌اند . گياه در قرون اوليه هجرى در امر درمان وارد شده است . ابو ريحان آن را ذيل كافور بويه و ديگر پزشكان آن را با عنوان ريحان الكافور در تاليفات خود آورده‌اند و امروزه نيز گياه به همين نام در كشورهاى عربىزبان معروف است . كافور بويه ، كافور يهودى را گويند ، كندى گويد كافور يهودى گياهى است چون در دست ماليده شود بوى كافور از او به مشام رسد و قوت او به قوت كافور مشابهت دارد 1 * و تميمى در كتاب مرشد گويد كافور يهودى يا شجر الكافور را ريحان الكافور و به پارسى سوسن گويند و در خراسان از كشور ايران يافت مىشود 2 * . طبيعت آن گرم و خشك است ، بوئيدن زياد آن موجب تحليل رفتن رطوبات فاسدى مىشود