ابو القاسم سلطانى
445
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
Code - 1984 بردى Cyperus papyrus L . گياهى است علفى ، پايا ، به بلندى 4 - 5 / 2 متر از خانواده Cyperaceae ، داراى ريزوم ، ساقه توخالى با مقطع سهگوش به قطر 7 - 4 سانتيمتر ، نرم ، پنبهاى كه از آن ريسمان تهيه مىكنند ، برگ باريك و مانند برگ خرما دراز ، گل سفيد ، متمايل به زرد ، مجتمع به حالت چتر كروى ، دانه ريز و تلخ مىباشد . منشاء اوليه گياه مصر بوده است در مركز افريقا ، بلاد حارّه نظير سوريه ، فلسطين و حبشه رويش دارد . تاريخچه : مصريها از 1800 سال قبل از ميلاد آن را مىشناختهاند و براى تهيه پاپيروس يا كاغذ مصرى كه به عربى قرطاس و به يونانى Khartes ناميده شده از آن استفاده مىكردهاند بنابراين مصريها را مخترع كاغذ مىشناسند از جمله پاپيروسهاى مهم طبى مىتوان از پاپيروس ادوين اسميت كه از نظر جراحى اهميت تاريخى دارد و پاپيروس ايبرس نام برد كه از نظر داروسازى اهميت دارد اين پاپيروس طومارى است به درازاى 23 / 20 متر و پهناى 30 سانتيمتر كه در آن 811 نسخه داروئى درج شده كه فقط 12 نسخه مربوط به طلسم و افسون مىباشد و بقيه داروئى است و مجموعا از 700 داروى مفرد گياهى ، حيوانى و معدنى نام برده شده است . همچنين مصريها مانند نيشكر ساقه آن را كه شيرينمزه مىباشد مىجويدند و به صورت رفاده در بيماريهاى چشم از آن استفاده مىكردهاند . به قبطى " شوف " Shouf و در مصر قديم " طوف " به عبرى " سوف " و به يونانى پاپيروس Papyros ناميده شده كه به فافوروس معرب گرديده و حنين معادل عربى آن را " بردى " ذكر نموده و در طب سنتى به اين نام مشهور شده است . ابو ريحان بيرونى مىنويسد بردى را به عربى " حفا " و " بيلم " و بيخ آن را عسلج Osloj و به پارسى " نان كوره " و خراسانيها آن را لخ و كرك آن را به پارسى " ايكور " مىنامند 1 * . به شيرازى بردى را " تك " و شاخ ميان آن را پيزور ( انصارى : 2 * ) ، پيزر ( حكيم مومن : 3 * ) و در اصفهان قسمت نرم زير كرك را " لوئى " مىنامند و بنايان داخل ساروج مىنمايند ( عقيلى خراسانى : 4 * ) . موارد مصرف در طب سنتى : الف : بردى قدما خواص درمانى و موارد مصرف آن را چنين ذكر نمودهاند : فافوروس كه از آن قرطاس تهيه مىشود مشهور مىباشد و از آن براى باز كردن دهانه فيستولها و از خاكستر آن در زخمهاى دير درمانپذير و زخمهاى دونده استفاده مىشود و اهالى مصر ريشه آن را كه مغذى است مىخورند ( ديوسكوريد : 5 * ) . گرد سوخته شده آن خونريزى را بند مىآورد ( رازى : 6 * ) ، اگر آن را در شراب يا سركه فروبرده و بر زخمهاى تازه بگذارند زخم را التيام مىبخشد ( هروى : 7 * ) ،