ابو القاسم سلطانى
376
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
كوتاهتر از بساك زردرنگ ، و خامه منقسم به شاخه قرمزرنگ مىباشد برگ كه در زمستان و بهار پس از ريختن گلها ساقه را احاطه مىنمايند به تعداد 14 - 9 عدد با حاشيه زبر و مژكدار مىباشند . غده يا پياز زيرزمينى اين گياه كه مصرف خوراكى دارد ، بزرگ كروى پوشيده از شبكههاى فيبرى درهم با حفرههاى كشيده و باريك به رنگ قهوهاى روشن و با طعم تند و بدون بو مىباشند و به نام جوقاسم معروف است و سرخ كرده يا جوشانده آن بهعنوان تقويتكننده و ضد رماتيسم در طب عوام مصرف مىشود . گياه علاوه بر ايران در يونان ، عراق ، قفقاز ، آناتولى و يوگسلاوى رويش دارد و در ايران محل رويش آن باختران ، همدان ، اراك ، شيراز به طرف فيروزآباد مىباشد . Code - 1853 زعفران Crocus sativus L . گياهى است پايا ، به ارتفاع 25 - 10 سانتيمتر از خانواده Iridaceae داراى پياز كه در طول تابستان در حال كمون به سر مىبرد و در ماه شهريور شروع به فعاليت مىكند . از اواسط مهر تعدادى برگهاى باريك ، دراز و نوكتيز از آن خارج مىشود طول برگها به 4 تا 5 سانتيمتر بالغ گشته و رشد آن در طول زمستان و بهار آينده نيز ادامه مىيابد . سطح فوقانى برگ سبزرنگ ، سطح تحتانى سبز روشن و از وسط آن به زودى ساقه مولد گل خارج مىشود كه در انتها به يك تا سه غنچه مولد گل ختم مىشود . گل داراى 3 گلبرگ سرخرنگ يا بنفش يا به رنگ گلى ارغوانى 3 كاسبرگ و سه پرچم مىباشد . مادگى مركب از سه خامه دراز ، منتهى به كلاله سه شاخه به رنگ قرمز نارنجى مىشود . پياز مدور ، گوشتدار و از غشاءهاى نازك و قهوهاىرنگ پوشيده شده است . منشاء اوليه آن را آسياى صغير دانستهاند كه در نتيجه جنگهاى صليبى به فرانسه و مديترانه غربى راه پيدا كرده است . امروزه به مقدار وسيعى در مناطق مديترانهاى از قبيل اسپانيا ، فرانسه ، ايتاليا و خاور ميانه ، افغانستان و هند و چين كشت مىشود . تاريخچه : اغلب ملل باستانى زعفران را مىشناختهاند ، در ايلياد نوشته هومر 1 * و در تورات 2 * از آن نام برده شده و مورد استفاده ابقراط و تئوفراست بوده است و به اسامى يونانى Krokos ، سنسكريتى Kunkuma ، آرامى و سومرى Karkom ، اكدى Azupirana ، عبرى Corcom و پهلوى Kurkum معروف بوده است . ديوسكوريد ذيل ماده Krokus كه به قرقوس معرب شده مىنويسد : " قرقوس پزنده اخلاط ، ملين ، قابض ، مدر ، خوشرنگكننده رخسار مىباشد ، كشيدن و يا ماليدن آن به چشم از ريزش اشك جلوگيرى مىكند و در تركيب داروهاى مربوط به بيماريهاى داخلى و داروهاى واژن