ابو القاسم سلطانى

362

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

احتياط : كليه اعضاى هوائى گياه سمى مىباشند . Code - 1809 شيرخشت Cotoneaster nummularia Fisch Mey شيرخشت نامى است كه به 2 درختچه يكى با نام علمى آمده در صدر ، و ديگرى C . nummularioides Potajk از خانواده Rosaceae و هم‌چنين مان يا ماده شيرين مترشحه از دو گياه فوق داده شده است . نوع Nummularia درختچه‌اى است داراى شاخه‌هاى بدون تيغ ، قرمز يا قهوه‌اىرنگ ، برگ كامل ، گرد ، روى برگ‌هاى جوان كركهاى پراكنده وجود دارد كه بعدا صاف مىشود ، پشت برگ نمدى ، درازاى برگ 25 - 20 ميلىمتر ، زودريز ، گوشوارك باريك و سيخى ، گل آذين چترى و منشعب ، كاسبرگ ريز داراى 5 قطعه كوتاه بادوام ، گلبرگ نسبتا گرد ، ايستاده يا كمى خوابيده ، به رنگ سفيد يا صورتى ، پرچم به تعداد 10 ، ميوه ارغوانىرنگ و تخم‌مرغى به ابعاد 8 - 7 ميلىمتر و محتوى دو عدد دانه مىباشد . محل رويش گياه مناطق نيم‌خشك دره كرج ، دامنه‌هاى البرز ، امامزاده داود ، جنگل‌هاى زربين واقع در دره چالوس ، رودبار ، گياه از مشرق تا تركستان شوروى و از غرب تا قفقاز و آسياى صغير ادامه دارد . قسمت قابل مصرف در درمان ، مان اين دو درختچه مىباشد كه بر اثر فعاليت نوعى حشره بر روى اين درختچه‌ها كه شيرخشت ، گپ شير و سياه چوب ناميده مىشوند به دست مىآيد . شيرخشت به صورت قطعات بىشكل ، يا كروى به رنگ سفيد يا سفيد مايل به زرد و با طعمى بسيار شيرين و خنك مىباشد . اين قطعات را در ماه‌هاى مرداد و شهريور با كاردگهاى مخصوص جمع‌آورى و در كيسه‌هاى آردى قرار مىدهند و براى جلوگيرى از فساد تخم گلپر را با آن مخلوط مىنمايند . تاريخچه و شناسائى : نام علمى جنس گياه Cotoneaster از دو واژه يونانى Cotoneon به‌معناى به و Aster به‌معناى شبيه ، به علت شباهت برگ آن به برگ درخت به گرفته شده است . شيرخشت از قرن سوم هجرى در تراپوتيك وارد شده است ، سابقا تا زمان ابن بيطار تصور مىكرده‌اند كه درخت مولد شيرخشت نوعى درخت خلاف [ احتمالا [ Salix excelsa مىباشد و حتى ابن بيطار نيز همين عقيده را داشته است و باوجود آنكه براى اولين‌بار انصارى شيرازى نويسنده كتاب اختيارات بديعى گياه توليدكننده آن را سياه چوب ذكر كرده بود . در تحفه نامى از گياه مولد آن برده نشده است و صاحب مخزن مىنويسد شيرخشت از دو درخت كه در خراسان و هرات و برخى ايالات ديگر مىرويد و اهالى دهات نواحى خراسان آن را " كشيرو " و " كتيرو " مىنامند به دست مىآورند . شيرخشت در ابتدا كشيرخشك بوده كه كاف آن حذف شده و خشت به زبان آن اهالى به معنى صمغ بوده است . شليمر گياه مولد آن را " كاروان‌كش Atraphaxis spinosa L . " دانسته است ولى هوپر نام علمى گياه مولد آن را همين مىداند كه در عنوان آمده است .