ابو القاسم سلطانى
329
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
تركيبات شيميائى : گياه داراى ماده رزينى با اثر مسهلى و املاح معدنى مىباشد . از شيرابه سفت شده گياه بهعنوان مسهل مانند ژالاپ استفاده مىشود . گياه را به عربى علّيق و لبلاب فضى مىنامند . Code - 1713 لبلاب صغير Convolvulus arvensis L . گياهى است يك ساله يا چندساله از خانواده Convolvulaceae داراى ساقه منشعب ، خوابيده يا پيچيده كه جهت حركت پيچيدن آن مانند حركت عقربههاى ساعت مىباشد . برگ داراى دمبرگ نسبتا بلند ، پيكانى شكل داراى دو لوب در قاعده پهنك ، گل محورى به رنگ سفيد يا صورتى ، نسبتا درشت ، غالبا منفرد و يا 2 تائى ، دمگل بلند ، جام فاقد كرك و بلندتر از كاسه مىباشد . سطح خارجى جام گل داراى لكههاى ارغوانى رنگ و ميوه كپسول ، و فاقد كرك مىباشد . جام گل داراى نوش زياد است كه زنبور عسل را به طرف خود جلب مىنمايد . گياه داراى يك ريزوم بسيار دراز و شكننده است . محل رويش گياه اروپا ، شرق و شمال آسيا مىباشد . پراكندگى آن در ايران به خصوص نواحى شمال و سواحل درياى خزر مىباشد . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : به يونانى گياه را Helxine ناميدهاند كه به القسينى معرب شده است . پزشكان قرون اوليه هجرى اين گياه و Hedera helix L . را نيز لبلاب ناميده و شرح هر دو گياه را در يك موضع آوردهاند بهطورى كه تفكيك خواص آنها از يكديگر بسيار مشكل مىباشد . تدريجا گياه اول به لبلاب صغير و دومى به لبلاب كبير معروف ، بهطورى كه در مخزن ذيل عنوان لبلاب خواص درمانى اين دو از يكديگر تفكيك شده است . ابو ريحان بيرونى مىنويسد : لبلاب را به رومى الكسينا و ايذنطوس به سريانى حبلبلا و به فارسى نويج 1 * و به سيستانى نژك و نوع بزرگ آن را حبل المساكين يا لبلاب كبير مىنامند 2 * ، لبلاب يا لبلاب صغير را به اندلسى قريوله مىنامند 3 * ، لبلاب يا قريوله 4 * عشقه ، حلبوب و به شيرازى هرشه 5 * ناميده مىشود 6 * . قريوله Qorriyola معرب Corriola نام قديمى گياه به زبان اسپانيولى مىباشد . گرچه اكثرا امروزه آن را Correguela يا Correhuela مىنامند ولى هنوز در برخى مناطق اسپانيا بهويژه بين Cat ها و همچنين به زبان پرتغالى Corriola ناميده مىشود كه مترادف با نام علمى در صدر آمده مىباشد . ديوسكوريد مىنويسد : القسينى كه آن را قسميالس نيز مىنامند گياهى است كه برگ آن به برگ قسوس شباهت دارد ولى كوچكتر مىباشد و شاخههاى دراز آن به هر گياهى كه نزديك آن باشد مىپيچد و در خرابهها و مزارع گندم مىرويد افشره اين گياه خاصيت مسهلى دارد 7 * .